شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nastuh
nastuh  |

نستوه

معنی: نستوه . [ ن َ ] (ص ) لغةً، خستگی ناپذیر. ناافتاده . ضد ستوه و بستوه . و اسم معنی (حاصل مصدر) آن نستوهی است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عاجزنشونده . (فرهنگ نظام ). آنکه به ستوه نیاید. که درمانده و عاجز نشود. مقاوم . (یادداشت مؤلف ). آنکه در کارها ستوه نگردد یعنی ملول و عاجز نشود :
که کشت آن سیه پیل نستوه را
که کند از زمین آهنین کوه را.
دقیقی .
|| ستیهنده در سخن و کارها. (از فرهنگ اسدی ). جنگی . ستیزنده . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). آن بود که در جنگ روی نگرداند. (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). جنگاور. ستیهنده . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ناستوه . (انجمن آرا). بی باک . دلیر. جنگجو. بی هراس . کسی که از جنگ و بحث و مخاصمت نمودن عاجز نشود و به تنگ نیاید و روی نگرداند. (برهان قاطع). که از جنگ ستوه نشود و به تنگ نیاید و روی نگرداند. (آنندراج ). آن که در جدال روی برنگرداند و کوشنده بود. (فرهنگ نظام از لغت فرس ). پرروی که از بحث و مخاصمه روی گردان نشود. (ناظم الاطباء). آنکه از خصم روی نگرداند در سخن و در جدال و در خصومت . (از صحاح الفرس ) :
ابا خورشیدسالاران گیتی
سوار رزم ساز و گُردِ نستوه .
رودکی .
بر آن سو که شاپور نستوه بود
پراکنده شد هرچه انبوه بود.
فردوسی .
بدو گفت مردم که نستوه تر
چنین گفت کآنکو بی اندوه تر.
فردوسی .
بیازید هوشنگ چون شیر چنگ
جهان کرد بر دیو نستوه تنگ .
فردوسی .
همانجا که مرز فرستوه بود
دزی جای دزدان نستوه بود.
اسدی .
|| ستیهنده . ستیزه گر :
نخواهم رفت و با یاران نخواهم مشورت کردن
که نستوه از خرد هرگز نخواهد خواست دستوری .
نزاری .
|| بدفعل . (برهان قاطع) (جهانگیری ). زشت . (برهان قاطع). درشت . گستاخ . بدکردار. زشت . (ناظم الاطباء).
... ادامه
650 | 0
مترادف: خستگي ناپذير، ستيهنده، مبارز، مقاوم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (نَ) (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: nastuh
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 521
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
nastuh
ترکی
nastuh
فرانسوی
nastuh
آلمانی
nastuh
اسپانیایی
nastuh
ایتالیایی
nastuh
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نستوه" در زبان فارسی به معنای استواری و مقاومت است و در متون ادبی و شعر کاربرد دارد. در اینجا چند نکته درباره نگارش و استفاده از این کلمه آورده شده است:

  1. نگارش صحیح: کلمه "نستوه" باید با حروف فارسی و به شکل صحیح نوشته شود. دقت کنید که حروف آن به درستی و بدون اشتباه تایپی وارد شود.

  2. تلفظ: کلمه را به درستی تلفظ کنید. "نستوه" معمولاً به صورت "نَستوه" تلفظ می‌شود.

  3. استفاده در جملات: می‌توانید این کلمه را در جملات خود به کار ببرید، مثلاً: "او در برابر مشکلات همیشه نستوه و مقاوم بود."

  4. معنی و مفهوم: درک مفهوم این کلمه به شما کمک می‌کند تا بطور بهتری آن را در متون خود استفاده کنید. "نستوه" معمولاً به معنای استقامت و پایداری در برابر چالش‌ها به کار می‌رود.

  5. نکات نگارشی: هنگام استفاده از "نستوه" در متن‌های رسمی یا ادبی، به قواعد نگارشی مانند نقطه‌گذاری، فاصله‌گذاری و ساختار جملات توجه کنید.

امیدوارم این نکات برای شما مفید باشد! اگر سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او در برابر چالش‌ها همیشه نستوه و مقاوم باقی می‌ماند.
  2. با وجود تمام مشکلات، ایمان او به آرمان‌هایش نستوه بود.
  3. رفتار نستوه او در مواجهه با سختی‌ها الهام‌بخش دیگران شد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری