جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نسر. [ ن َ ] (ع اِ) کرکس . (برهان قاطع) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (دهار)(جهانگیری ) (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) (نصاب ). ججا. (ناظم الاطباء). و آن پرنده ای است مردارخوار، گویند اگر از مشرق پرواز کند و بلند شود در یک روز به مغرب رود و باز از مغرب پرواز کند و بلند شود و در همان روز به مشرق آید و این بسیار عجیب است ، واﷲ اعلم . (برهان قاطع). ابوالطیر. ابوالابرد. ابوالاصبع. ابومالک . ابوالمنهال . ابویحیی . و ماده ٔ آن را ام قشعم گویند. (از اقرب الموارد). کرکس را گویند بدان جهت که از منقار برکند گوشت را و آن صید مرغان است و هزار سال زندگی کند و تیزنظر است چنانچه از چهارصد فرسخ می بیند. (آنندراج ) (منتهی الارب ). ج ، اَنْسُر، نُسور. || غدود میان سم گوسفند و مانند آن یا آنچه بلند برآمده در شکم اسپ . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). گوشت اندرون سم اسب چون هسته ٔ خرما. (مهذب الاسماء). نام غده ای در میان سم گوسفند و جز آن . (ناظم الاطباء).ج ، نسور. || در اصطلاح کیمیاگران ، نوشادر.نامی است که کیمیاگران به نوشادر دهند و نامهای دیگر آن عقاب ، طائر، مشاطة، ملح بوتیه است . (یادداشت مؤلف ). || (مص ) در پوستین کسی افتادن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). واقع شدن در کسی و افتادن درپوست وی . (از ناظم الاطباء). نَسَرَه ؛ وقع فیه و قذفه . (اقرب الموارد) (المنجد). || برکندن مرغ گوشت را به منقار. (آنندراج ) (منتهی الارب ). گوشت کندن مرغ به منقار. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). برکندن باز گوشت را با تک خود. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). گوشت کندن مرغ . (دهار). || اندک گرفتن از طعام و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || شکستن ریش و خون گشادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پاره کردن جراحت را و خون گشادن از آن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نَسَرَ الجرح ُ اللحم َ؛ نَقَضَه . (اقرب الموارد) (المنجد). || برهنه کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کشط. (المنجد). || برهنه کردن چیزی را و کشف کردن آن را. (از ناظم الاطباء). nasr نصر nasr nasr nasr nasr nasr
کلمه "نسر" در زبان فارسی به معنای "عقاب" است و در متون فارسی بهعنوان یک اسم استفاده میشود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی و زبانی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
تلفظ: "نسر" به صورت "نَسَر" تلفظ میشود و به نوعی پرنده شکاری اشاره دارد.
نوع کلمه: "نسر" یک اسم است و معمولاً به صورت مفرد و قابل شمارش استفاده میشود.
جمع: جمع "نسر" به صورت "نسور" میباشد.
نکات نگارشی:
در نوشتار، کلمه "نسر" باید با حروف فارسی نوشته شود و از خط و نگارش صحیح پیروی کند.
در جملات، این کلمه میتواند فاعل، مفعول یا مسند واقع شود. برای مثال:
"نسر در آسمان پرواز میکند."
"من نسر را دیدم."
استفاده ادبی: در ادبیات فارسی، کلمه "نسر" به عنوان نماد قدرت، شجاعت و آزادی در شعرهای عرفانی و کلاسیک نیز بهکار رفته است.
نکات مرتبط با معانی: در برخی فرهنگها و شاهنامههای قدیمی، نسر به عنوان نماد قهرمانی و پیروزی مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به این نقاط، میتوان در نوشتارهای ادبی و علمی به شکل مناسبی از کلمه "نسر" بهره گرفت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نسر در افسانههای قدیمی به عنوان نماد آزادی و قدرت شناخته میشود.
پرواز نسر در آسمان، زیبایی و شکوه خاصی به طبیعت میبخشد.
در بسیاری از فرهنگها، تصویر نسر به عنوان نمادی از حکمت و بینش عمیق مورد استفاده قرار میگیرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر