شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nasu
don't  |

نسو

معنی: نسو. [ ن َ س َ / سُو ] (ص ) نسود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) (آنندراج ). چیزی نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بی درشتی و خشونت را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). املس . (تاج المصادر بیهقی ) (مجمل ) (مهذب الاسماء). چیزی بی خشونت و درشتی که در غایت لغزندگی باشد. (جهانگیری ). نرم . هموار. (غیاث اللغات ). با شین نقطه دار [ نشو ] نیز هست . (برهان قاطع). صاف . نرم . صیقلی : الاغلاق ؛ نسو شدن یعنی لشن و لغزنده شدن . (مجمل ). التملس ؛ نسو شدن . (مجمل ). المص ؛ نسوشدن رسن یعنی لشن و لغزان شدن . (مجمل ) :
نسو بود از آنگونه دیوار اوی
که مانندآئینه بنمود روی .
لبیبی .
چون آئینه که تا روی وی راست و نسو باشد صورتها قبول می کند از هرچه صورت دارد، چون درشت شود و زنگار بخورد آن صورت قبول نکند. (کیمیای سعادت ). و سقنقور پوستش املس و نسو [ باشد ] . (ریاض الادویه ).
- سنگ نسو ؛ رخام . (نصاب ).
- نسو کردن ؛ جلا دادن و لخشان کردن . (ناظم الاطباء): اِخلاق ؛ کهنه کردن و کهنه پوشانیدن و نسو کردن . (تاج المصادر بیهقی ).
... ادامه
501 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹نشو، نسود› [قدیمی]
مختصات: (نَ یا نِ) (ص .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: nasu
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 116
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
don't
ترکی
yapma
فرانسوی
ne le faites pas
آلمانی
nicht
اسپانیایی
no
ایتالیایی
non
عربی
لا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نسو" در فارسی به معنای “نسو” به کار می‌رود و به نوعی در اصطلاحات شعری و ادبی به کار رود. در اینجا قواعد نگارشی و استفاده این کلمه را بررسی می‌کنیم:

  1. استخدام صحیح: "نسو" می‌تواند به صورت فعل یا صفت در نوشته‌ها به کار رود. باید توجه داشت که در جملات، فعل باید با فاعل و مفعول به درستی تطابق داشته باشد.

  2. جدا کردن و ترکیب: بسته به معنا، ممکن است نیاز به جدا کردن و یا ترکیب با دیگر کلمات باشد. مثلاً "نسو کن" به معنی اینکه چیزی را فراموش کن.

  3. نشانه‌های نگارشی: به کارگیری کاما، نقطه، و نشانه‌های دیگر در جملات حاوی این کلمه باید رعایت شود.

  4. تجزیه و تحلیل معنایی: در متون ادبی و شعری، می‌توان معانی مختلفی برای این کلمه استخراج کرد و در نتیجه لازم است در استفاده ادبی دقت بیشتری شود.

  5. تلفظ صحیح: ایجاب می‌کند که در هنگام نوشتن و یا گفتن این کلمه، تلفظ صحیح و واضح آن رعایت شود.

در نهایت، برای نوشتن و کاربرد صحیح کلمه "نسو" باید به بافت کلمه، نوع جمله، و عملکرد نگارشی آن توجه داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. هیچ‌گاه احساسات خود را نسو، زیرا آن‌ها بخشی از وجود تو هستند.
  2. در زندگی همیشه باید تلاش کنی که آرامشت را نسو و به جلو حرکت کنی.
  3. وقتی که به یاد روزهای خوب می‌افتم، دلم می‌خواهد آن لحظات را هرگز نسو.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری