شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

našr
publication  |

نشر

معنی: نشر. [ ن َ ] (ع اِ) پراکندگی . گستردگی . انتشار. (ناظم الاطباء) || مجازاً، زندگی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). || بوی خوش . (غیاث اللغات ). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ریح طیبةیا هر بوئی . (از اقرب الموارد) (المنجد). هر بوئی ، یا بوی دهان زن یا بوی بغل بعد از خفتن . || گر. خارش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). جرب . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || گروه پراکنده که سرور ندارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). نَشَر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به نَشَر شود. || گیاه خشک دیگر بار سبز شده و آن بدء علف است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گیاه خشک شده که پس از باران آخر تابستان دوباره سبز شود. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (مص ) پراکنده کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99) (تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). متفرق ساختن . (از المنجد). || پراکنده کردن شبان گوسپندان را پس از آنکه آنها را در جائی جمع کرده بوده . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پراکنده و فاش کردن خبر. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). آشکارا کردن خبر. (زوزنی ). فاش کردن خبر. (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). || پراکنده شدن برگ . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || آشکارا شدن خبر. (تاج المصادر بیهقی ). || گستردن . (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). مقابل طی . (از المنجد). گشادن . باز کردن . پهن کردن . خلاف لف . مقابل طی به معنی درنوردیدن و درپیچیدن . (یادداشت مؤلف ). || باز کردن جامه . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) بسط و گستردن جامه را. (از اقرب الموارد). بسط. (از المنجد). || باز کردن نامه . (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 99) (تاج المصادر بیهقی ). || دگر باره سبز شدن گیاه . (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). || نبات رویانیدن زمین از باران بهاری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). زنده گردیدن زمین و گیاه رویانیدن . (از ناظم الاطباء). سبز شدن زمین بر اثر فرارسیدن بهار. (از المنجد). || روییدن گرفتن گیاه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). بدءالنبات . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || برگ برآوردن درخت . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || زنده شدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نشور. (ناظم الاطباء). زنده شدن مردگان . (از اقرب الموارد). || زنده کردن . (زوزنی ) (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ترجمه ٔ علامه ٔ جرجانی ص 99) (ازناظم الاطباء) (از المنجد). نشور. (اقرب الموارد) (المنجد). زنده کردن خداوند مردگان را؛ فکانهم خرجوا ونشروا بعد ماطووا. (از اقرب الموارد). || بعث . (یادداشت مؤلف ). برانگیختن و زنده کردن و آشکار نمودن . (فرهنگ خطی ). || دمیدن بر کسی . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). گویند: نشره و نشر عنه و نشر فیه . || وزیدن باد در روز ابرناک . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || بریدن چوب به ارّه . (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) (از آنندراج )(از ناظم الاطباء). بریدن به ارّه چوب را. (زوزنی ). بریدن به اره و دستبره . (تاج المصادر بیهقی ). نحت . (اقرب الموارد) (المنجد). || نشرة بر مریض یا دیوانه دمیدن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). نشر عن المجنون او مریض ؛ عوّذه بالنشرة. (از المنجد).
... ادامه
424 | 0
مترادف: 1- پراكندن، سرايت 2- پخش، توزيع 3- انتشار، چاپ، طبع 4- اشاعه، ترويج، شيوع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (نَ) [ ع . ]
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: naSr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 550
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
publication | emission , transpiration
ترکی
yayın
فرانسوی
publication
آلمانی
veröffentlichung
اسپانیایی
publicación
ایتالیایی
pubblicazione
عربی
منشور | نشرة , كتاب , إعلام , إشهار , إذاعة , كتب , نشر الكتب وغيرها , النشر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

واژه "نشر" در زبان فارسی به معنای انتشار و پخش اطلاعات، کتاب‌ها، مقالات و... است. در اینجا برخی از قواعد مربوط به این کلمه و نگارش آن را بررسی می‌کنیم:

قواعد نگارش

  1. نحوه نوشتن: کلمه "نشر" به صورت صحیح به همین شکل نوشته می‌شود و نیاز به ویرگول یا نشانه خاصی ندارد مگر در موارد خاص نگارشی.
  2. استفاده از حروف بزرگ: در نوشتار رسمی، نام ناشران یا عناوین مرتبط می‌تواند با حروف بزرگ نوشته شود، مانند "نشر دانشگاهی" یا "نشر علمی".
  3. فعل متناسب: "نشر" به عنوان یک اسم، معمولاً با افعال مرتبط از جمله "انجام دادن"، "مطرح کردن" و "پخش کردن" به کار می‌رود.

نکات نگارشی

  1. تطابق با نهاد: در جمله‌های مرتبط با نشر، توجه کنید که نهاد و فعل از نظر زمان و تعداد با یکدیگر مطابقت داشته باشند، مانند:

    • "این کتاب به‌تازگی نشر یافته است."
    • "انجمن نشر نیاز به حمایت دارد."
  2. پیشوندها و پسوندها: "نشر" می‌تواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود، مانند:
    • "نشر الکترونیکی"
    • "نشر عمومی"
    • "نشر کودک"

مثال‌ها

  • "شرکت‌های نشر در دنیای دیجیتال به سمت نشر الکترونیکی می‌روند."
  • "نشر کتاب‌های علمی در سال‌های اخیر رشد چشم‌گیری داشته است."

با رعایت این نکات، می‌توانید به‌خوبی از کلمه "نشر" در متون خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. شرکت ما به تازگی تصمیم گرفته است که در زمینه نشر کتاب‌های آموزشی فعالیت بیشتری داشته باشد.
  2. روند نشر آثار ادبی در کشور ما با چالش‌های زیادی مواجه است که نیازمند توجه ویژه‌ای می‌باشد.
  3. جشنواره نشر کتاب‌های کودک و نوجوان امسال با حضور نویسندگان مشهور برگزار خواهد شد.

واژگان مرتبط: نشریه، نگارش، صدور، بیرون دادن، خروج دفع مایعات، تعرق، فراتراوش، ترشح، خروج، نفوذ

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری