جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نصیحت گو. [ ن َ ح َ ] (نف مرکب ) نصیحت گوی . نصیحت گر. نصیحت کار. نصیحت گذار. (از آنندراج ). واعظ. موعظه کننده . نصیحت کننده : نصیحتگوی ما عقلی ندارد برو گو در صلاح خویشتن کوش . سعدی . نصیحت گوی رندان را که با حکم خدا جنگ است دلش بس تنگ می بینم چرا ساغر نمی گیرد. حافظ. برو معالجه ٔ خود کن ای نصیحت گو شراب و شاهد شیرین کرا زیانی داد. حافظ. خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر و می گو که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی گیرد. حافظ. اندرزگو، پندآموز، ناصح، نصيحتگر، واعظ give advice تقديم المشورة
کلمه "نصیحتگو" ترکیبی از دو بخش است: "نصیحت" و "گو". در زبان فارسی، این کلمه به معنای کسی است که نصیحت میکند یا نصیحت میدهد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته رعایت شود:
نوشتن با حروف تایپی صحیح: کلمه را باید به صورت "نصیحتگو" بنویسید و از فاصلهگذاری بین این دو بخش خودداری کنید. این نوع ترکیب با استفاده از خط فاصله نشان داده میشود.
قواعد نگارشی:
اگر کلمه در میانه یک جمله بیاید، باید به قواعد نگارشی دیگر جمله نیز تسلط داشته باشید. مانند شروع جمله با حرف بزرگ، استفاده از نقطه و دیگر علائم نگارشی.
اگر کلمه "نصیحتگو" در جملهای به کار میرود که نیاز به ذکر مشخصات بیشتری دارد، میتوانید از صفات و قیدها استفاده کنید. به عنوان مثال: "او یک نصیحتگوی خوب و دلسوز است."
جایگاه در جمله:
میتواند به عنوان فاعل، مفعول، یا complemento در جمله استفاده شود. مثل: "نصیحتگو همیشه نکات مفیدی را بیان میکند."
تلفظ: این کلمه در محاوره معمولاً به صورت "نصیحتگو" تلفظ میشود و به مفهوم نصیحت کردن و توصیههای اخلاقی دادن اشاره میکند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "نصیحتگو" به درستی و با رعایت اصول نگارشی استفاده کنید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر