شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

facing  |

نماء

معنی: نماء. [ ن َ ] (ع مص ) گوالیدن . (از منتهی الارب ). افزون شدن . (دهار). نمو. زیاد شدن و افزون شدن مال و جز آن . (از اقرب الموارد). || بلند برداشتن و سیر افروختن آتش را. (از منتهی الارب ). بلند برافروختن و شعله ور ساختن آتش را. (از اقرب الموارد). || فربه شدن مردم . || برآمدن و بلند گردیدن آب . || برآمدن و افزون شدن رنگ . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). غلیظ و پررنگ شدن سیاهی خضاب بر دست و موی و پررنگ و سیاه شدن مرکب بعد از نوشتن . (از اقرب الموارد). || گران گردیدن نرخ . (از منتهی الارب ). بالا رفتن و گران شدن قیمت . (از اقرب الموارد). || برداشتن حدیث و خبر به کسی . || برداشته شدن سخن و حدیث . || سخن رسانیدن به وجه نیکوئی و اصلاح . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || منسوب نمودن به سوی کسی . (از منتهی الارب ). نسبت دادن کسی را به پدرش . (از اقرب الموارد). || ناپدید شدن شکار و مردن آن در جائی دور از چشم شکارچی . (از اقرب الموارد). || (اِمص ) افزونی . (دهار). زیادت . برکت . گوالش . (یادداشت مؤلف ). نما.
... ادامه
387 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (نَ) [ ع . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 91
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
facing | view , front , exponent , face , superficies , diagram , surface , index , hue , visage , air
عربی
مواجهة | مقابل , تخريج , طلاء , تلبيس , غطاء , دوران , تواجه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نماء" در زبان فارسی به معنای رشد، نشو و نما یا توسعه است. این کلمه عمدتاً در متون ادبی و رسمی به کار می‌رود. در زیر به چند نکته درباره قواعد و نگارش این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. اهمیت املایی: در نوشتن "نماء" باید دقت شود که به‌درستی حروف آن نوشته شود. این کلمه با "همزه" (ء) در انتها نوشته می‌شود که ممکن است در مواردی با "نمو" اشتباه شود.

  2. استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در جملات رسمی یا ادبی به کار می‌رود. مثلاً: "نماء گیاهان در بهار زیبایی خاصی دارد."

  3. ترکیب‌های کلامی: "نماء" می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود و عناوین جدیدی ایجاد کند (مانند "نماء اقتصادی" یا "نماء انسانی").

  4. نکات نگارشی: در متن‌های فارسی، به خصوص در متون ادبی، استفاده صحیح از علامات نگارشی و نحوه به کار بردن گرایش‌ها و قیدهای مربوط به این کلمه اهمیت دارد.

  5. مفهوم و کاربرد: اهمیت توجه به مفهوم "نماء" در متن، به‌ویژه در مباحث علمی و پژوهشی، می‌تواند نیازمند توضیحات اضافی باشد.

اگر سوال خاصی درباره استفاده یا زمینه‌های دیگر این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که بیشتر کمک کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

۱. درختان در بهار، با جوانه‌زنی و نماء برگ‌های جدید، زیبایی خاصی به باغ می‌بخشند.
۲. نماء گل‌ها در تابستان، فضای باغ را پر از رنگ و عطر دلپذیر می‌کند.
۳. کشاورزان با استفاده از روش‌های مناسب آبیاری و خاک ورزی، به بهبود نماء محصولات خود کمک می‌کنند.


واژگان مرتبط: روکش، رویه، نظر، دید، منظره، نظریه، عقیده، جلو، جبهه، پیش، جبهه جنگ، صف پیش، توان، نماینده، چهره، صورت، رو، وجه، قیافه، روکار، سطح، جدول، طرح، شکل هندسی، خط هندسی، تراز، بیرون، شاخص، فهرست، نمایه، سبابه، فهرست راهنما، رنگ، شکل، فریاد، چرده، تصویر، رخسار، منظر، سیما، رخ، هوا، باد، جریان هوا، فضا، نسیم

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری