جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نمرود. [ ن ُ / ن َ ] (اِخ ) ابن کنعان بن کوش . پادشاه اساطیری بابِل است که دعوی خدائی کرد. ابراهیم در عهد او به پیغامبری مبعوث گشت و خلق رابه پرستش خدای یگانه دعوت نمود، و بتهای بابلیان رادرهم شکست . به فرمان نمرود آتشی برافروختند و ابراهیم را در آتش افکندند، اما به خواست خدا آن آتش بر ابراهیم خلیل اﷲ گلستان گشت . گویند نمرود به هوای پرواز به آسمان و به قصد جنگیدن با خدائی که مسکنش را در آسمانها می پنداشت بفرمودتا صندوقی بساختند و بر چهار گوشه ٔ فوقانی آن چهار نیزه تعبیه کردند و بر سر هر نیزه ای پاره ای گوشت آویختند، سپس چهار کرکس گرسنه ٔ تیزپرواز بر چهار گوشه ٔ تحتانی صندوق بستند، نمرود در صندوق نشست و کرکسان به هوای خوردن گوشتها به سوی بالا پرواز کردند و صندوق و نمرود را به آسمان بردند. نمرود چون به هوا برشد تیری در چله ٔ کمان نهاد و به اوج آسمان رها کرد که خدای آسمانی را بکشد و خود خدای بی رقیب آسمان و زمین شود. حق تعالی فرشتگان را فرمود که تیر نمرود را به خون آلودند و به زمین افکندند و نمرود پنداشت که خدای آسمان را کشته است و دیگر در خدائی رقیبی ندارد. به تقدیر حق در اوج غرور و قدرت پشه ای مأمور جنگیدن بانمرود شد و در بینی او جای گزید و مغز سرش را بخوردو هلاکش کرد : اگر کسی بگرفتی به زور و جهد شرف به عرش بر بنشستی به سرکشی نمرود. ناصرخسرو. شود از تف ّ آن نفس چو نمود موج دریا چو آتش نمرود. سنائی . فروفکندی از یک خدنگ کرکس پر چهار کرکس نمرود را گه پرواز. سوزنی . گوئی که دوباره تیر خونین نمرود به آسمان بینداخت . خاقانی . دست نمرود بین که ناوک کفر در سپهر مدور اندازد. خاقانی . پیش تیغش کآتش نمرود را ماند ز چرخ کرکسان پر بر سر خاک هوان افشانده اند. خاقانی . هر آن پشه که برخیزد ز راهش سر نمرود زیبد بارگاهش . نظامی . چو برداری از رهگذر دودرا خورد پشه ای مغز نمرود را. نظامی . نه ای خود پیل ور خود پیل گیری چو نمرودی به سارخکی بمیری . عطار. به باغ تازه کن آیین دین زرتشتی کنون که لاله برافروخت آتش نمرود. حافظ. بدان خدای که بر خوان پادشاهی او به نیم پشه رسد کاسه ٔ سر نمرود. ؟ (از آنندراج ). nimrod نمرود nemrut nimrod nimrod nimrod nimrod ستمگر
کلمه "نمرود" در زبان فارسی، به معنای شخصیتی تاریخی و افسانهای است که در متون دینی و ادبیات به عنوان شخصی سرکش و قدرتطلب شناخته میشود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه در نگارش فارسی، به نکات زیر توجه کنید:
نقطهگذاری:
اگر کلمه "نمرود" در یک جمله به کار رود، باید به درست از قواعد نقطهگذاری پیروی کنید. مثلاً: "نمرود در داستانهای تاریخی به عنوان یک دیکتاتور معرفی شده است."
جنس کلمه:
"نمرود" یک اسم خاص است و باید با حروف بزرگ نوشته شود. به عنوان مثال: "نمرود" نه "نمرود" یا "نمرود".
صرف و نحو:
وقتی از "نمرود" به عنوان فاعل در یک جمله استفاده میکنید، مثل: "نمرود بر قوم خود تسلط داشت."
همچنین میتوان آن را در ساختارهای مختلف جملات دیگر به کار برد.
قواعد تلفظ و املاء:
"نمرود" باید به صورت صحیح تلفظ و نوشته شود. نباید غلطهای املایی مانند "نمرود" یا "نمرود" در آن وجود داشته باشد.
زبان محاوره و نوشتاری:
در زبان محاوره نیز میتوانید از "نمرود" استفاده کنید، اما دقت کنید که در نوشتار رسمی بایستی به قوانین نگارشی پایبند باشید.
به طور کلی، "نمرود" به عنوان یک اسم خاص و شخصیت تاریخی، استفادههای خاص خود را دارد و باید در جملات به دقت و با توجه به قواعد مربوطه به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نمرود به عنوان یک پادشاه قدرتمند در تاریخ باستان شناخته میشود که در برابر خداوند ایستادگی کرد.
داستان نمرود و ابراهیم در متون دینی به عنوان نمونهای از تقابل ایمان و کفر مطرح شده است.
نمرود به خاطر خودبینی و غرورش، سرانجام به عذاب الهی دچار شد و نامش به عنوان عبرتی برای نسلهای آینده باقی ماند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر