شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

namat
style  |

نمط

معنی: نمط. [ ن َ م َ ] (ع اِ) روش . (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نوع . (مهذب الاسماء). دستور. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). طرح . (ناظم الاطباء). گونه ٔ چیزی . (منتهی الارب ). گونه و طریقه ٔ چیزی . (ناظم الاطباء). طرز. طراز. قبیل . سنخ . جنس . منوال . طریق . طریقه . فن . (یادداشت مؤلف ) :
بلاغت نگه داشتندی و خط
کسی کو بدی چیره بر یک نمط.
فردوسی .
تا سایه ٔ او دور شد از دولت محمود
دیدی که جهان بر چه نمط بود و چه کردار.
فرخی .
تا تو بدانی که سخن بر چه نمط باید گفت . (تاریخ بیهقی ص 213). اگر آن همه قصاید آورده شدی سخت دراز گشتی و معلوم است که در جشن ها بر چه نمط گویند. (تاریخ بیهقی ص 539). ولیکن این نمط که از تخت ملوک به تخت ملوک باید نبشت دیگر است . (تاریخ بیهقی ص 71).
این سخن باز هم از آن نمط است
نه چو دیگر سخن حدیث بط است .
سنائی .
حور را حرز و هیکل است آن خط
که نیابی بر آن نهاد و نمط.
سنائی .
هر زمان تازه تر بودنمطش
خصم خواند همی حدیث بطش .
سنائی .
شکال هم بدین نمط فصلی آغاز نهاد. (کلیله و دمنه ). و هم بر این نمط افتتاح کرده شود. (کلیله و دمنه ).
بر یک نمط نماند کار بساط ملکت
مهره به دست ماند چون خانه گشت ششدر.
خاقانی .
کافرم گر پیش از او یا بیش از این اسلام را
زین نمط کاو ساخت تمهید و مقرر ساختند.
خاقانی .
گر به جهان زین نمط کس سخنی گفته است
بنده به شمشیر شاه باد بریده زبان .
خاقانی .
و از این نمط همه شب با زن سخن می گفت . (سندبادنامه ص 92).
زآن نمطها که رفت پیش از ما
نوبری کس نداد بیش از ما.
نظامی .
نظامی زین نمط در داستان پیچ
که از تو نشنوند این داستان هیچ .
نظامی .
بعد از این اگر بر این نمط بگفت . (جهانگشای جوینی ).
زین نمط بسیار برهان گفت شیر
کز جواب آن جبریان گشتند سیر.
مولوی .
زین نمط زین نوع ده طومار و دو
برنوشت آن دین عیسی را عدو.
مولوی .
خاطر رنجور جویان صد سقط
تا که پیغامش کند از هر نمط.
مولوی .
منافع سفر بر این نمط که گفتی بسیار است . (گلستان ).
گر تو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی .
سعدی .
مها زورمندی مکن بر کهان
که بر یک نمط می نماند جهان .
سعدی .
|| فرش و بساط رنگین . (غیاث اللغات ). نوعی از گستردنی نگارین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) :
پروز سبزه دمید بر نمط آبگیر
زلف بنفشه خمید بر غبب جویبار.
خاقانی .
آنجا که سمند او زند سم
شیر از نمط زمین شود گم .
نظامی .
کاین نمط از چرخ فزونی کند
با قلمم بوقلمونی کند.
نظامی .
مرصع بسی تیغ گوهرنگار
نمطهای زرافه ٔ آبدار.
نظامی .
|| ابره ٔ هر فرش که باشد. (منتهی الارب ). ابره از هر پوشاک و هر بالاپوش . || پوشش و گلیم و پوشاک و بالاپوش . (ناظم الاطباء). لباده . نمد. معرب نمد است . (یادداشت مؤلف ). || جامه ٔ پشمین که بر هودج افکنند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جامه ٔ پشمین که پرزی رقیق دارد و بر هودج پوشند. (یادداشت مؤلف ). ج ، اَنْماط، نِماط :
کشیدند بر طره ٔ کوی و بام
شقایق نمطهای بیجاده فام .
نظامی .
|| بساط شطرنج . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) :
عشق بیفشرد پا بر نمط کبریا
برد به دست نخست هستی ما را ز ما.
خاقانی .
طاق پذیر است عشق جفت نخواهد حریف
برنمط عشق اگر پای نهی طاق نه .
خاقانی .
|| پوست پلنگ . (فرهنگ خطی ) :
گرنه سگش بود فلک چون نمط پلنگ و مه
پر نقط بهق شود روی عروس خاوری .
خاقانی .
|| به معنی پرده ٔ سرود نیز آمده . (غیاث اللغات ). نمطهای تنگ ؛ پرده های دقیق از سرود. (غیاث اللغات از شرح اسکندرنامه ) (از آنندراج ) :
به هر نسبتی کآمد از بانگ چنگ
سخن شد بسی در نمطهای تنگ .
نظامی .
|| گروه مردم که بر یک کار باشند. (از منتهی الارب ). گروه مردم . (مهذب الاسماء). || سبدمانندی که زنها در آن اسباب کار خود را می گذارند. (ناظم الاطباء).
... ادامه
654 | 0
مترادف: اسلوب، جور، جور، روال، روش، سياق، شق، شيوه، طرز، طريقه، گونه، نحو، وجه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [معرب، مٲخوذ از فارسی: نمد] [قدیمی]
مختصات: (نَ مَ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: namat
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 99
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
style
ترکی
stil
فرانسوی
style
آلمانی
stil
اسپانیایی
estilo
ایتالیایی
stile
عربی
نمط | أسلوب , طراز , شكل , طريقة , نوع , أناقة , موضة , لقب , زي , مبنى , إبداع فني , إبداع أدبي , مرقم الشمع أداة للكتابة قديما , صمم أزياء , سمى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نمط" در زبان فارسی به معنای "نوع، سبک، یا الگو" به کار می‌رود. برای نوشتن صحیح و استفاده بهینه از این کلمه در متون فارسی، چند نکته وجود دارد:

  1. استفاده در جملات: "نمط" معمولاً به عنوان یک اسم استفاده می‌شود و می‌تواند به توصیف سبک‌ها یا الگوهای مختلف بپردازد. مثلاً: "این اثر هنری در نمط کلاسیک طراحی شده است."

  2. نکات نگارشی:

    • فاصله گذاری: مانند سایر کلمات، "نمط" نیز باید با توجه به قواعد فاصله گذاری درست بین کلمات نوشته شود.
    • نحوه استفاده: می‌توانید از "نمط" در ترکیبات مختلف نیز استفاده کنید، مثلاً: "نمود نمط (نوعی از نمط)، نمط‌های مختلف و ..."
  3. مفاهیم مرتبط: مفاهیم مشابه یا مرتبط با "نمط" شامل "سبک"، "نوع"، و "الگو" می‌شود که می‌توانید در متن خود از آن‌ها بهره ببرید تا تنوع بیشتری داشته باشید.

  4. دقت در معنی: توجه داشته باشید که "نمط" معمولاً در زمینه‌های ادبی، هنری یا علمی به کار می‌رود و به دقت در انتخاب جملات و بیان مفاهیم کمک می‌کند.

با رعایت این نکات، می‌توانید به خوبی از کلمه "نمط" در نگارش خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "نمط" آورده شده است:

  1. نمط زندگی سالم شامل تغذیه مناسب و ورزش منظم می‌شود.
  2. او در تلاش است تا نمط جدیدی از یادگیری را برای دانش‌آموزان خود ارائه دهد.
  3. نمط‌های مختلف معماری در این ساختمان‌ها از فرهنگ‌های گوناگون الهام گرفته شده است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری