جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نوچه . [ ن َ / نُو چ َ / چ ِ ] (ص ، اِ) جوان نوخاسته . (غیاث اللغات ) (از چراغ هدایت ) (آنندراج ). نوجوان . (فرهنگ فارسی معین ). جوان . (ناظم الاطباء). غلام . (از منتهی الارب ). || خردسال . (ناظم الاطباء). رجوع به معنی قبلی شود. || شاگرد. مربّی ̍. (فرهنگ فارسی معین ). || در تداول پهلوانان و اهل زورخانه ، شاگرد پهلوان . پهلوان تازه کار. پهلوان جوان در درجه ٔ دوم . (از یادداشتهای مؤلف ). جوان ورزشکار کشتی گیر که در زورخانه تحت تعلیم قرار می گیرد و دوره ٔ شاگردی را نزد پهلوانی خاص میگذراند. (فرهنگ فارسی معین ) : به دل گفت آنگه کک کوهزاد ندارم چنین نوچه هرگز به یاد. فردوسی . || لوطیان جوان در درجه ٔ دوم . (یادداشت مؤلف ). || شاخ که از زمین بیرون زند و یا بر شاخی برزند بر درخت . (یادداشت مؤلف ). || قسمی توتون چپق . (یادداشت مؤلف ). پادو، تازه كار، زيردست، شاگرد، نوآموز، نوپا، نوخاسته، نوزخمه، نوكار freshman, neophyte, tyro, greenhorn, novice, pupa, tiro, noche الطالب الجامعي الجديد، المبتدىء، مبتدئ، جديد، الطالبة الجامعية الجديدة، طالبة gece nuit noche noche no دانشجوی سال اول دانشکده، جدید الورود، تازه کار، تازهکار ناازموده، مبتدی، کاراموز، جدید الایمان، نو اموز، ادم خام یا ناشی، ادم تازه کار، ادم ناشی، شفیره، بادامه
الطالب الجامعي الجديد|المبتدىء , مبتدئ , جديد , الطالبة الجامعية الجديدة , طالبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «نوچه» در زبان فارسی به معنای نوکر یا شاگردی است که به نوعی وابسته به فردی دیگر میباشد. در استفاده از این کلمه و نگارشهای مربوط به آن، باید به چند نکته توجه کرد:
نوشتار صحیح: کلمه «نوچه» به صورت صحیح همینگونه نوشته میشود و در هیچ گونهای از چندگانگی یا اضافات مختلف استفاده نمیشود.
قاربههای معنایی: این کلمه بار معنایی منفی دارد و معمولاً به کسانی اطلاق میشود که به صورت غیررسمی و یا ناخواسته تحت سلطه یا کنترل شخص دیگری هستند.
ساختار جملات: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، توجه به ساختار جمله و نوع فعل مهم است. به عنوان مثال: «او نوچهاش را به کارهای خانه مأمور کرده است.»
تنوع زبانی: در برخی زمینهها، کلمه نوچه ممکن است به معانی دیگر و در بافتهای اجتماعی متفاوتی به کار رود. لازم است که بافت اجتماعی و فرهنگی جمله را مدنظر قرار دهید.
فعلهای همنشین: معمولاً کلمه «نوچه» با فعلهای خاصی مانند «داشتن»، «بودن»، «کار کردن» و ... ترکیب میشود. به عنوان مثال: «نوچهاش در باغ کار میکند.»
مفهوم ذاتی: این کلمه به طور ضمنی به نوعی روابط قدرت و سلطه اشاره دارد و در متون ادبی یا اجتماعی ممکن است با انتقاد یا تمسخر همراه باشد.
توجه به این نکات هنگام نگارش با این کلمه، به شما کمک میکند که به شکل مؤثری با استفاده از آن در زبان فارسی ارتباط برقرار کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در داستانهای قدیمی، نوچهها همیشه در کنار استاد خود به یادگیری فنون جدید مشغول بودند.
او به عنوان نوچه یکی از بهترین هنرمندان شهر شناخته میشد و در تمامی نمایشها حضور فعال داشت.
نوچههای جوان در بازار، تحت نظر استادان خود تکنیکهای فروش را یاد میگرفتند تا در آینده دشمنان خود را کنار بزنند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دانشجوی سال اول دانشکده، جدید الورود، تازه کار، تازهکار ناازموده، مبتدی، کاراموز، جدید الایمان، نو اموز، ادم خام یا ناشی، ادم تازه کار، ادم ناشی، شفیره، بادامه
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.