جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نوشین . (ص نسبی ) منسوب به نوش که به معنی شهد باشد. (غیاث اللغات ). شیرین . (غیاث اللغات ) (برهان قاطع). آلوده به نوش . از نوش . (یادداشت مؤلف ). پرنوش . پر از شهد و شیرینی : گفتم که مرا توشه ده از دو لب نوشین کآهنگ سفر کردم و وقت سفر آمد. مسعودسعد. به بهانه ٔ حدیثی بگشای لعل نوشین به خراج هر دو عالم گهری فرست ما را. خاقانی . انوشه منش باد دارای دهر ز نوشین جهان باد بسیاربهر. نظامی . به نوشین لب آن جام را نوش کرد ز لب جام را حلقه در گوش کرد. نظامی . دگرباره نوشابه ٔ هوشمند ز نوشین لب خویش بگشاد بند. نظامی . کنون که چشمه ٔ قند است لعل نوشینت سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار. حافظ. || گوارا. (برهان قاطع) (آنندراج ). خوش گوار : به جوی اندرون آب نوشین روان شد از این عدل و انصاف نوشین روانی . فرخی . بگیر باده ٔ نوشین و نوش کن به صواب به بانگ شیشم با بانگ افسر سگزی . منوچهری . زیرا که تا به صبح شب دوشین بیدار داشت باده ٔ نوشینم . ناصرخسرو. چو دوری چند رفت از جام نوشین گران شد هر سری از خواب دوشین . نظامی . لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح داغدل بود به امید دوا بازآمد. حافظ. || مطبوع . دلنشین . دلپسند. ملایم طبع : هزار لشکرجنگی شکست لشکر او به خواب نوشین اندر شده به لشکرگاه . فرخی . چشم فتنه در خواب نوشین شد و دیده ٔ داد و عدل بیدار گشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 5). لشکر سلطان عطفه کردند و همه را بر مضاجع قتل در خواب نوشین بخوابانیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 295). به برخورداری آمد خواب نوشین که برناخورده بود از خواب دوشین . نظامی . تو مست خواب نوشین تا بامداد و من را شبها رود که گویم هرگز سحر نباشد. سعدی . خواب نوشین بامداد رحیل بازدارد پیاده را ز سبیل . سعدی . || جان بخش . روح نواز : رهائی نیابم سرانجام از این خوشا باد نوشین ایران زمین . فردوسی . || شفابخش : دم نوشین عیسوی داری زهر زراق مفتعل چه خوری ؟ خاقانی . || مخفف نیوشین . گوش کردنی . شنیدنی (؟). (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شيرين، گوارا، ملايم sweet, sweetish, drink حلو، عذب، جميل، فاتن، جذاب، نقي، بارع، لطيف، لذيذ، حلوى، حلاوة، حبيب، الحبيبة، بلطف، بصوت عذب içmek boire trinken beber bere شیرین، خوش، مطبوع، چیز نسبتا شیرین
کلمه "نوشین" به عنوان یک اسم در زبان فارسی کاربرد دارد و میتواند به معانی مختلفی اشاره کند، از جمله "دلپذیر"، "خوشمزه" و "مطبوع". در نگارش این کلمه و استفاده از آن، نکات زیر را میتوان در نظر گرفت:
نقطه گذاری:
اگر از "نوشین" به عنوان اسم در متن استفاده میکنید، اطمینان حاصل کنید که در جمله به درستی جایگذاری شده و از نقطهگذاری مناسب استفاده کردهاید.
تلفظ:
"نوشین" به صورت "نو-شین" تلفظ میشود. توجه به تلفظ صحیح کلمات کمک میکند تا هنگام نوشتن آنها را با املای درست بنویسید.
نوع اسم:
"نوشین" به عنوان یک اسم خاص (نام) یا اسم صفت (که به توصیف چیزی بپردازد) میتواند مورد استفاده قرار گیرد. در صورتی که به عنوان اسم خاص به کار برود، میتوان آن را با حروف بزرگ در ابتدای جمله نوشت: نوشین.
نحو متن:
اگر از "نوشین" در سایر جملات و عبارات استفاده میکنید، دقت کنید که با دیگر قسمتهای جمله سازگار باشد.
خلاقیت در کاربرد:
میتوانید از این کلمه در شعر، نثر یا متون ادبی استفاده کنید تا جلوهای زیبا و دلنشین به نوشتههای خود ببخشید.
به یاد داشته باشید که قواعد نگارشی و ادبیات فارسی ممکن است در اشکال مختلف تغییر کند، بنابراین همواره به متن و مقصود خود توجه داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نوشین همیشه در جمع دوستانش با انرژی و شوق خاصی حاضر میشود.
دوست جدیدم نوشین، علاقه زیادی به کتابخوانی دارد و هر هفته کتابهای جدیدی را به من معرفی میکند.
جشن تولد نوشین باdecorations زیبا و کیک خوشمزهای که خودش درست کرده بود، خاطرهانگیز شد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر