جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نیمه جان . [ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) نیم مرده . که نیمی از جان او بشده است . (یادداشت مؤلف ). نیم جان . رجوع به نیم جان شود. - نیمه جان شدن ؛ نیم جان شدن . سخت مضطرب و نگران گشتن . || (اِ مرکب ) نیم جان . رمق . جانی خسته و فرسوده و به لب رسیده . - نیمه جانی داشتن ؛ رمقی در تن داشتن : حُمِل َ من المعرکة جریحاً و به رمق ؛ او را از رزمگاه به در بردند خسته و هنوز نیمه جانی داشت . (یادداشت مؤلف ) . half life نصف الحياة
کلمه "نیمه جان" در زبان فارسی به معنای "نیمه زنده" یا "در حال احتضار" است و معمولاً برای توصیف وضعیتی استفاده میشود که در آن فرد یا چیزی در حال از دست دادن حیات است.
قواعد فارسی و نگارشی برای "نیمه جان":
فاصله: "نیمه جان" باید با یک فاصله میان دو واژه نوشته شود. در اینجا "نیمه" صفت و "جان" اسم است.
نقطهگذاری: در جملهای که "نیمه جان" در آن به کار میرود، توجه به نقطهگذاری مهم است. برای مثال:
او در حالت نیمه جان روی زمین افتاده بود.
قید و صفت: "نیمه" به عنوان قید، میتواند موجب تغییر معنی باشد. بنابراین، در متون ادبی یا توصیفی، انتخاب واژههای مناسب و دقت در معانی آنها اهمیت دارد.
استفاده در شعر و ادبیات: این ترکیب میتواند در اشعار و متون ادبی برای ایجاد تصاویری از حیات و مرگ به کار رود. مثلاً:
"چشمانش نیمه جان است، در انتظار مرگ…"
تلفظ: در تلفظ این ترکیب، کلمه "نیمه" و "جان" هر دو واضح و مشخص بیان شوند.
استفاده صحیح از این کلمه و توجه به قواعد نگارشی میتواند به تنوع و عمق بیان شما کمک کند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر