جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: هادی . (اِخ ) (الَ ...) (... الی الحق ) یحیی بن الحسین بن القاسم الحسنی العلوی الرسی . پیشوای فرقه ٔ زیدیه که در سال 220 هَ . ق . / 835 م . در صنعاء متولد شد. وی فقیه بزرگ مذهب زیدیه شد و چندین کتاب تألیف کرد. در سال 283 هَ . ق . در زمان خلافت معتضد عباسی قیام کرد و فرمانروای سرزمین مابین صنعاء و صعدة شد. پیروان او در این نواحی پراکنده شدند و جنگهایی بین او و عمال بنی عباس روی داد. در سال 288 هَ . ق . صنعاء را گرفت و دامنه ٔ متصرفاتش وسعت یافت . در مکه هفت سال به نام وی خطبه خواندند وبه نام وی سکه زده شد. بیشتر فرمانروایان یمن بعد از وی از پیشوایان زیدیه و از تخمه ٔ وی میباشند. وفاتش در سال 298 هَ . ق . واقع شد. (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1146). و ابن الندیم آرد: وی از فقهای زیدیه بود. او راست : کتاب الصلاة و کتاب جامع الفقه . (از الفهرست ). 1- پير، دليل، راهبر، راهنما، رهبر، مرشد، معلم
2- رسانا عايق conductor, guide, directrix, steerer, directress, directorial موصل، القائد، قائد الاوركسترا، المرشد، قائد أوركسترا، مرشد، قاطع التذاكر، مدير، كمساري، الدليل، مسر، مايسترو قائد موسيقي، الهادي hadi hadi hadi hadi hadi رهبر ارکستر، مسئول بلیط، کتاب راهنما، سهمی، مدیره، خط راهنما، شراعبان، مربوط به کارگردان، دستوری، هدایتی، مدیریتی
موصل|القائد , قائد الاوركسترا , المرشد , قائد أوركسترا , مرشد , قاطع التذاكر , مدير , كمساري , الدليل , مسر , مايسترو قائد موسيقي , الهادي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "هادی" یک اسم خاص و همچنین به عنوان فاعل در جملات فارسی استفاده میشود. در زیر به چند نکته در مورد قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نوع کلمه: "هادی" معمولاً به معنای راهنما، هدایت کننده و یا کسی که راه را نشان میدهد، استفاده میشود.
نحوهی نوشتار: این کلمه باید به صورت صحیح و خوانا نوشته شود، و در متون رسمی معمولاً با حروف بزرگ آغاز میشود اگر به عنوان اسم خاص استفاده شود.
فاعل و مفعول:
مثلاً در جمله "هادی کتاب را به من داد"، "هادی" فاعل و "کتاب" مفعول است.
در جملات منفی نیز میتوان از آن استفاده کرد: "هادی کتاب را نیاورد."
قید و صفت: میتوان "هادی" را با صفات یا قیدها ترکیب کرد: "هادی خوب" یا "هادی به موقع".
انتخاب عبارتهای مناسب: در نگارش و صحبت، تصویر مثبتی از "هادی" ایجاد کنید، به خصوص اگر با صفاتی مانند "ذهن روشن"، "سخاوتمند" و غیره همراه شود.
جنسیت: به طور کلی نام "هادی" برای جنسیت مردانه استفاده میشود، اما در متون literatures یا غیررسمی ممکن است به صورت مجازی یا برای زنان نیز به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوان از "هادی" به درستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
هادی تصمیم گرفته است که در مسابقه دو شرکت کند و بهترین عملکرد را از خود نشان دهد.
همه دوستان هادی از مهارتهای او در نقاشی بسیار تعریف میکنند.
هادی همیشه در تلاش است تا به دیگران کمک کند و در کارهای گروهی پیشقدم باشد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: رهبر ارکستر، مسئول بلیط، کتاب راهنما، سهمی، مدیره، خط راهنما، شراعبان، مربوط به کارگردان، دستوری، هدایتی، مدیریتی