جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: هباب . [ هَِ ] (ع مص ) به نشاط رفتن هر رونده ای و تیز رفتن آن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة). گفته میشود: «من این هببت هباباً»؛ای من این جئت ؟ (اقرب الموارد). || بیدار شدن از خواب . (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة). || بانگ کردن تکه وقت گشنی . (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة). || تیز شدن تکه . (منتهی الارب ). || بلند شدن شتر برای حرکت . || گریختن . بهزیمت شدن . || شروع کردن . (معجم متن اللغة). || مدتی غایب بودن . (المنجد). گفته میشود: «هب فلان حیناً ثم قدم »؛ مدتی غایب بود. «این هببت عنا؟»؛ یعنی کجا غایب شدی . (المنجد). bubble فقاعة، وهم، خرير، مسألة تافهة، بقبقة، مشروع وهمي، بقبق، تدفق، خدع، زبد، طفح