شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

hoš
sensibility  |

هش

معنی: هش . [ هَُ ] (اِ) مخفف هوش . زیرکی و ذهن و عقل و شعور. (برهان ) : هر پنج زن دستها ببریدند و آگاهی نداشتند که هش ازایشان بشده بود از نیکورویی یوسف . (تاریخ بلعمی ).
هر آنکس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین .
فردوسی .
کجا آن هش و دانش و رای تو
که این تنگ تابوت شد جای تو.
فردوسی .
نخست از هش و دانش و رای اوی
ز گفتار و دیدار و بالای اوی .
فردوسی .
خجسته بادت عید خجسته پی ملکا
که با سیاست سامی وبا هش هوشنگ .
فرخی .
آفریننده ٔ جهان به تو داد
نیروی رستم و هش هوشنگ .
فرخی .
مرد بیدین را از هیبت تو هش نبود
گر میان تو و او بادیه باشد هشتاد.
فرخی .
خرد افسرش باشد و داد، گاه
هش و رای دستور، و دانش سپاه .
اسدی .
خرد شاه را برترین افسر است
هش و دانشش نیکی لشکر است .
اسدی .
وگرش تخت و گه نبود رواست
بهتر از تخت و گه بود هش و هنگ .
ناصرخسرو.
نبخشود هرگز خداوند هش
بر آن بنده کاو شد خداوندکش .
نظامی .
چونکه مغز من ز عقل و هش تهی است
پس گناه من در این تخلیط چیست ؟
مولوی .
که ای نفس بی رای و تدبیر و هش
بکش بار تیمار و خود را مکُش .
سعدی .
- باهش ؛ باهوش . هوشیار. دارای عقل درست :
هرکه او بر تو بدل جوید باهش نبود
مردم بیهش جوید بدل مشک پیاز.
قطران .
- به هش ؛ باهوش . هوشیار :
سربه سر رنج و عذاب است جهان گر به هشی
مطلب رنج و عذابش چو مقری به حساب .
ناصرخسرو.
چون جرعه ها رانی گران ، باری به هش باش آن زمان
کز زیر خاک دوستان آواز عطشان آیدت .
خاقانی .
وگر زآمدن حال بیرون بود
به هش باش تاآمدن چون بود.
نظامی .
چو پاک آفریدت به هش باش پاک
که ننگ است ناپاک رفتن به خاک .
سعدی .
- بیهش ؛ بی هوش . ازهوش رفته . آنکه خرد و هوش را از کف داده :
یار مستان بیهش اند، از بیم
گرچه با فضل و عقل و هش یارند.
ناصرخسرو.
هرکه او بر تو بدل جوید باهش نبود
مردم بیهش جوید بدل مشک پیاز.
قطران .
خرقه بگیر و می بده باده بیارو غم ببر
بیخبرند و غافل از لذت عیش بیهشان .
سعدی .
- بیهشی ؛ مستی . ناهوشیاری ، و به کنایت ، شراب :
آدمی هوشمند عیش نداند زفکر
ساقی مجلس بیار آن قدح بیهشی .
سعدی .
- تیزهش ؛ هوشیار. بسیار باهوش . آنکه ذهن و عقل وی فعال باشد :
از نام به نامدار ره یابد
چون عاقل و تیزهش بود جویا.
ناصرخسرو.
دروی آهسته رو که تیزهش است
دیرگیر است لیک زودکش است .
نظامی .
- جمشیدهش ؛ تیزهش . آنکه بسیار باهوش است مانند جمشید :
جام تو کیخسرو جمشیدهش
روی تو پروانه ٔ خورشیدکش .
نظامی .
- هش آوردن ؛ به هوش آوردن . از مستی درآوردن . مستی از سر کسی بردن . هوشیار ساختن :
مطرب سرمست راباز هش آوردنا
در گلوی او بطی باده فروکردنا.
منوچهری (دیوان ص 178).
- هش داشتن ؛ به هوش بودن . هوشیار بودن :
برتر مشو ازحد و نه فروتر
هش دار مقصر مباش و غالی .
ناصرخسرو.
ترکیب ها:
- هشدار . هش داشتن . هش رفتن . هش زدای . هش کردن . هشوار. هشیار. هشیاری . هشیوار. هشیواری . رجوع به این مدخل ها شود.
|| جان . (برهان ). رجوع به هوش شود. || فوت و موت را نیز گفته اند که در برابر حیات و زندگی است . (برهان ).
... ادامه
584 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مخففِ هوش] [قدیمی]
مختصات: ( ~.) (شب جم .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: hoS
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 305
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
sensibility | hash
ترکی
doğramak
فرانسوی
hacher
آلمانی
hash
اسپانیایی
picadillo
ایتالیایی
hash
عربی
حساسية | إحساس , إدراك , وعي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "هش" در زبان فارسی به معنای هش و به عنوان یکی از اصطلاحات رایج در عرصه امنیت اطلاعات و رمزنگاری استفاده می‌شود. برای نوشتن صحیح و اصولی این کلمه و جملاتی که شامل آن است، نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "هش" باید با حروف فارسی نوشته شود و به صورت "هش" به کار رود.

  2. استفاده درست در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان اسم و در زمینه‌های مرتبط با امنیت داده‌ها یا برنامه‌نویسی استفاده می‌شود. مثال: "برای ذخیره‌سازی امن پسوردها از الگوریتم‌های هش استفاده می‌شود."

  3. توجه به صرف و نحو: این کلمه به طور کلی به عنوان اسم جامد و غیرقابل شمارش شناخته می‌شود، بنابراین در جملات به صورت مفرد به کار می‌رود.

  4. رعایت املای صحیح: همواره املای کلمه "هش" را به‌درستی به کار ببرید و از به کار بردن اشکال غلط مانند "هش" بدون حروف صحیح خودداری کنید.

  5. عناصر زبانی: اگر قصد دارید درباره فرآیندهای هشینگ صحبت کنید، باید به این نکته توجه کنید که این فرآیند یک تابع یک طرفه است و به هیچ وجه نمی‌توان از خروجی آن، ورودی را بازیابی کرد.

با رعایت این نکات می‌توانید در نوشتار خود از کلمه "هش" به درستی و به طور مؤثر استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در هنگام خرید آنلاین، استفاده از فناوری‌های هش به ما کمک می‌کند تا اطلاعات حساس را به صورت امن ذخیره کنیم.
  2. برنامه نویسان برای حفظ امنیت داده‌ها از الگوریتم‌های هش استفاده می‌کنند که باعث می‌شود اطلاعات به صورت غیرقابل شناسایی باقی بمانند.
  3. سیستم‌های مدیریت رمز عبور از هش برای ذخیره‌سازی امن کلمات عبور کاربران استفاده می‌کنند تا از دزدیده شدن آنها جلوگیری شود.

واژگان مرتبط: حساسیت، احساس و درک

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری