شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

homā
homa  |

هما

معنی: هما. [ هَُ] (اِ) مرغی است که استخوان میخورد. بر سر هرکه سایه ٔ او افتد به دولت و سلطنت رسد. (غیاث ). همای . پشتش سیاه مایل به خاکستری ، سینه اش حنایی بی نقش ، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا و بالهایی از قره قوش بلندتر دارد. (یادداشت مؤلف ). در ادبیات فارسی او را مظهر فرّ و شکوه دانند و به فال نیک گیرند :
تو فرّ همایی و زیبای گاه
تو تاج کیانی و پشت سپاه .
فردوسی .
درفشی ز پیل سیه پیکرش
همایی ز یاقوت سرخ از برش .
فردوسی .
نیکوتر از بهاری ، زیباتر از نگاری
چابک تر از تذروی فرخ تر از همایی .
فرخی .
زاغ حرص و همای همت را
ریزه ٔ استخوان نمی یابم .
خاقانی .
خوانده به چتر شاه بر چرخ آیةالکرسی ز بر
چترش همایی زیر پر عرش معلا داشته .
خاقانی .
تا همایم خوانده ای در کام دل
هرنواله استخوان می آیدم .
خاقانی .
با جهل مجوی زهد ازیرا
کز جغد نیامدت همایی .
نظامی .
فرّهمای ملکی داشتی
اوج هوای فلکی داشتی .
نظامی .
چون تو همایی شرف کار باش
کم خور و کم گوی و کم آزار باش .
نظامی .
که هریک بود در میدان همایی
به دعوی گاه نخجیر اژدهایی .
نظامی .
بدین طاوس کرداری ، همایی
روان شد چون تذروی در هوایی .
نظامی .
و رجوع به همای شود.
... ادامه
644 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [پهلوی: humāk] ‹همای› (زیست‌شناسی)
مختصات: (هُ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم خاص اشخاص
آواشناسی: homA
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 46
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
homa
ترکی
homa
فرانسوی
homa
آلمانی
homa
اسپانیایی
homa
ایتالیایی
homa
عربی
هوما
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "هما" در زبان فارسی به چندین معنا و کاربرد مختلف اشاره دارد. این کلمه می‌تواند به عنوان اسم پرنده‌ای افسانه‌ای و همچنین نام راستی از شخصیت‌های فرهنگی و ادبی ایرانی استفاده شود. در ادامه به بررسی موارد نگارشی و قواعد آن می‌پردازیم:

  1. نوشتار صحیح: "هما" به صورت صحیح به همین شکل نوشته می‌شود و از اشتباهات املایی باید اجتناب شود.

  2. نقطه‌گذاری: معمولاً در جملاتی که "هما" به عنوان اسم خاص یا ویژگی به کار می‌رود، نیازی به نقطه‌گذاری خاص نیست. فقط در پایان جملات، از نقطه استفاده می‌شود.

  3. حروف بزرگ: در صورتی که "هما" به عنوان اسم خاص (نام پرنده یا شخصیت) به کار رود، معمولاً با حرف اول بزرگ نوشته می‌شود: "هما".

  4. معنی و مفهوم:

    • در ادبیات فارسی، "هما" معمولاً به پرنده‌ای افسانه‌ای اشاره دارد که نشانه خوشبختی و شگون است.
    • همچنین، در فرهنگ‌ها و فلسفه‌های مختلف، "هما" ممکن است به‌عنوان نماد آزادی و زیبایی مطرح شود.
  5. کاربرد در جملات:
    • "هما پرنده‌ای است که در افسانه‌ها به خوشبختی شهرت دارد."
    • "رفتن زیر سایه هما، نشانه‌ی نیک‌بختی است."

توجه به این نکات می‌تواند به درک و نگارش صحیح کلمه "هما" کمک کند. اگر سوالات یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. هما در مسابقه نقاشی اول شد و همه را شگفت‌زده کرد.
  2. دوستی قدیمی به نام هما همیشه در کنارم بوده و مرا حمایت کرده است.
  3. هما در کارگاه آموزشی درباره محیط‌زیست شرکت کرد و نکات مفیدی آموخت.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری