جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: هین . (اِ) سیل . سیلاب . (فرهنگ اسدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : از کوهسار دوش به رنگ می هین آمد ای نگار می آور هین . دقیقی . هینی به گاه جنگ به تک خاسته ز کوه هین بزرگ بازنگردد به هین و هی . منوچهری . - هین آمدن ؛ سیل آمدن . سیل جاری شدن . - هین گرفتن ؛ سیل گرفتن . در سیل فرورفتن . غرقه شدن در سیل : دم خون چو رود مهین هین گرفت ز غم چهره ٔ شاه چین چین گرفت . اسدی (گرشاسبنامه ص 409). شل و خشت پرواز شاهین گرفت ز باران خون کوه در هین گرفت . اسدی (گرشاسبنامه ص 80). Gee!, hein لفظة تؤمر بها للتسرع، جي hein hein hein hein ehi هی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر