شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

vartāj
vertaj  |

ورتاج

معنی: ورتاج . [ وَ ] (اِ) آتش پرست و آفتاب پرست باشد و بعضی گویند گلی است سرخ رنگ چون آفتاب به سمت الرأس رسد بشکفدو آن را خبازی و نان کلاغ گویند و بعضی دیگر گویند گیاهی است که پیوسته در آب میباشد و به هر طرف از اطراف گردد برگهای آن هم میگردد و گل نیلوفر را نیز گفته اند و گلی هم هست که آن را گل آفتاب پرست میگویند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا). نان کلاغ و توله ٔ آفتاب پرست خوانند زیرا که همیشه روی به آفتاب دارد. (آنندراج ) (فرهنگ اسدی ) (انجمن آرا). پنیرک بود. گیاهی بود ستبر و برگ او گرد هر جا که قرص خورشید میرود از آنسو میگردد. (فرهنگ اسدی ) :
مثال بنده و تو ای نگار دلبر من
به قرص شمس و به ورتاج سخت میماند.
آغاجی (از اسدی ).
تو تاجور ملک شرف بادی و اعدات
بر آتش غم سوخته بادند چو ورتاج .
سوزنی .
و از این شعر سوزنی برمی آید که گیاهی است مانند اسپند سوختنی . (یادداشت مرحوم دهخدا):
مثال بنده وآن تو نگارا
کلیچه ی ْ آفتاب و برگ ورتاج .
منجیک .
سر چپ و راست میفکند نرگست از خمار
ورتاج بر یسارش و ریحانش بر یمین .
مولوی .
جم قدر جمال الحق والدین که سعادت
از مهر بود با او همچون خور و ورتاج .
شمس فخری .
گشاده دیده ٔ بینا ستاره چون نرگس
در آب رفته گل آفتاب چون ورتاج .
منصور شیرازی .
|| (ص ) کلان و بزرگ . (ناظم الاطباء).
... ادامه
444 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (وَ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 610
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
vertaj
عربی
com.vertaj
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ورتاج" به معنای "تاج" یا "کتاب" در برخی لهجه‌های فارسی به کار می‌رود. برای استفاده صحیح از این کلمه در متون فارسی، می‌توانید به نکات زیر توجه کنید:

  1. نگارش: "ورتاج" معمولاً به صورت واحد نوشته می‌شود و از نوشتن آن به اشکال مختلف پرهیز کنید.

  2. نقطه‌گذاری: اگر این کلمه بخشی از جمله است، باید با توجه به ساختار جملۀ شما، نقطه‌گذاری صحیح انجام شود. مثلاً: "این ورتاج بسیار زیبایی دارد."

  3. استفاده در محاوره و نوشتار: اگرچه "ورتاج" در محاوره معمولاً به کار می‌رود، اما در متون رسمی و علمی باید از دقت بیشتری برخوردار باشید و در صورت لزوم به معنای آن اشاره کنید یا آن را با معادل‌های معروف‌تر جایگزین کنید.

  4. قواعد صرف و نحو: اگر از "ورتاج" در جملات مختلف استفاده می‌کنید، به قواعد صرف و نحو توجه داشته باشید. مثلاً: "ورتاج‌ها" به عنوان جمع یا "ورتاجی" به عنوان صفت قابل استفاده هستند.

  5. تنوع در کاربرد: "ورتاج" ممکن است در شعر یا نثر نیز به کار رود. در این موارد می‌تواند بار عاطفی یا استعاری داشته باشد.

به‌طور کلی، توجه به این نکات کمک می‌کند تا از "ورتاج" به صورت صحیح و مؤثری در نگارش خود استفاده کنید. اگر سؤال خاصی درباره کاربرد این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. ورتاج بالای یک دستگاه الکتریکی نشان‌دهنده میزان ولتاژ آن دستگاه است.
  2. در سیستم‌های برق‌رسانی، باید به ورتاج ورودی و خروجی دقت کرد تا از آسیب به تجهیزات جلوگیری شود.
  3. مهندسان برای طراحی مدارهای الکترونیکی از ورتاج‌های مختلف استفاده می‌کنند تا عملکرد بهینه را تضمین کنند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری