جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ورف . [ وَ ] (ع اِ) آنچه رقیق و تنک باشد از پیرامون جگر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). لبه ٔجگر. آنجای از کناره های جگر که نازک باشد. (ناظم الاطباء). || (مص ) وریف . وُروف . فراخ افتادن سایه و دراز و کشیده شدن آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). گسترده شدن و دراز شدن و کشیده شدن سایه . (از اقرب الموارد). || گوالیدن گیاه و نیک سبز گردیدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبز و خرم و شاداب شدن گیاه . (از اقرب الموارد). درخشیدن نبات از تاریکی . (تاج المصادر بیهقی ). whorf رصيف
کلمه "ورف" در زبان فارسی به معنای برف و در برخی از گویشها به معنای برف یا برفک به کار میرود. در مورد قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه میتوان نکات زیر را مطرح کرد:
نحوه نوشتار: کلمه "ورف" باید به صورت صحیح و بدون غلطهای املایی نوشته شود.
استفاده در جملات:
"در زمستان، ورف زیادی روی زمین نشسته است."
"بچهها با ورف بازی میکنند."
گستره معنایی: بسته به ناحیهای که در آن زبان فارسی صحبت میشود، ممکن است معنای این کلمه متفاوت باشد. در برخی از مناطق ممکن است این کلمه به معنای بسیار خاصتری استفاده شود.
تلفظ: در نگارش و مکالمه، باید به تلفظ صحیح کلمه توجه شده و از تلفظهای اشتباه پرهیز شود.
مفرد و جمع: این کلمه بیشتر به صورت مفرد استفاده میشود، اما در صورت نیاز به جمع، میتوان به صورت "ورفها" یا "ورفهای" استفاده کرد.
در نهایت، مانند هر کلمه دیگری، توجه به بافت جمله و مفهوم کلی آن، در استفاده از "ورف" بسیار مهم است.