شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

vasax
burn  |

وسخ

معنی: وسخ . [ وَ س َ ] (ع اِ) ریم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چرک . (اقرب الموارد). شوخ . (ناظم الاطباء) :
فرزند من یتیم و سرافکنده گرد کوی
جامه وسخ گرفته و در خاک خاکسار.
کسایی .
|| (مص ) ریمناک شدن دست و اندام و جامه و جز آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). شوخگن شدن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر). گویند: وسخ الثوب یوسخ و یأسخ و ییسخ ،و فعل آن از باب سمع است . (منتهی الارب ). || (ص ) ریمناک . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). شوخگن .چرکین : فاذا علیه قمیص وسخ فقلت لفاطمة بنت عبدالملک الا تغسلون قمیصه . (تاریخ الخلفاء ص 155).
- وسخ البحر ؛ آسیوس . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ).
- وسخ التماثیل ؛ گرفته میشود از مجسمه ها و بتهایی که در ریاضت گاهها و عبادت گاهها نصب شده است و بواسطه ٔ بتان روغن زیت در آنجاها میسوزند. (از ابن البیطار).
- وسخ الکوائر ؛ موم سیاه . (یادداشت مرحوم دهخدا).
- وسخ الکور ؛ ماده ای سیاه باشدکه بر دیواره ٔ کندوی عسل بندد. این اولین عمل نحل باشد در کندو، سپس خانه های مومین خویش سازد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
... ادامه
616 | 0
مترادف: چرك، ريم، شوخ، قذرات
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: اَوْساخ] [قدیمی]
مختصات: (وَ سَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 666
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
burn
عربی
حرق | احتراق , سفع , غدير , أحرق , أثار , أشعل , اشتعل , إتقد الوجه , أضاء , إقترب إقترابا شديدا , أنار , كوى , داوى بالكي , بدد , تلف , إجتاز بسرعة فائقة , أزعج , صقل , يحرق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "وسخ" به معنی "پُر صدا" یا "غیر عادی" است، و در نوشتار فارسی می‌توان به قواعد زیر برای استفاده از آن توجه کرد:

  1. استفاده در جمله: کلمه "وسخ" معمولاً در جملات توصیفی به کار می‌رود. مثال: "صدای وسخ او تمام اطراف را پر کرد."

  2. تلفظ صحیح: در نوشتار و گفتار، توجه به تلفظ صحیح این کلمه اهمیت دارد.

  3. نکات تجزیه‌ وتحلیل: اگر به معنی خاصی منسوب است، جمله باید به نحوی تنظیم شود که مفهوم روشن باشد. مثلاً: "نغمه‌اش وسخ و دل‌انگیز بود."

  4. نکات نگارشی: رعایت قواعد نگارشی مانند استفاده از ویرگول، نقطه و سایر نشانه‌های نگارشی در جمله‌بندی‌ها اهمیت دارد. مثال: "او وسخ‌گو و خوش‌فکر بود، اما گاه اظهارنظراتش کنایه‌آمیز به نظر می‌رسید."

  5. قیدهای توصیفی: این کلمه می‌تواند با قیدهای توصیفی دیگری همراه شود تا مفهوم دقیق‌تری به آن بدهد. مثال: "خواننده‌ای وسخ و پرشور به صحنه آمد."

توجه به این قواعد می‌تواند به بهبود نگارش و استفاده صحیح از کلمه "وسخ" در متون فارسی کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در روزهای سرد زمستان، ما همیشه وسخ‌های گرمی از پدربزرگ‌مان می‌شنیدیم.
  2. او با وسخ‌هایی زیبا داستانی قدیمی را برای بچه‌ها تعریف کرد.
  3. وسخ‌های مادر همیشه آرامش‌بخش و دلگرم‌کننده بوده است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری