شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

vaš
wash  |

وش

معنی: وش . [ وَ ] (ص ) وشت . (فرهنگ فارسی معین ). خوب و خوش ، چنانکه گویند: وش آمدی ، یعنی خوش آمدی . (برهان ). خوب و خوش و زیبا. (ناظم الاطباء).
- وش آمدن ؛ خوش آمدن . (ناظم الاطباء) :
باد اگرچه وش آمد و دلکش
بر حدث بگذرد نباشد وش .
سنایی .
|| سره و انتخاب کرده شده . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سره . بی غش . (فرهنگ فارسی معین ) :
عشق بود ار گنج پنهان فی المثل
نقد خود را وش نمودست از ازل .
شاه داعی شیرازی (ازآنندراج ).
|| (اِ) پنبه ٔ پاک نکرده . (فرهنگ فارسی معین ). توضیح اینکه الیاف پنبه که به پنبه دانه متصلند و در قوزه ٔ بازشده میباشند به وسیله ٔ ماشینهای پنبه پاک کنی الیاف پنبه را از پنبه دانه جدا میکنند یعنی وش را تبدیل به پنبه می نمایند. (فرهنگ فارسی معین ). وش و بش و پش و فش به گمان من به معنی تار و لیف است اعم از تار موی یا پنبه یا لیف گیاه یا جز آن . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
هست ز مغز سرت ای منگله
همچو ز وش مانده تهی کشکله .
رودکی .
در تبرستان نام گیاهی است که از پوست آن جامه ٔ کتان بافند و آن گیاه را وش خوانند. (آنندراج از انجمن آرا). || جامه و بافته ٔ ابریشمی که آن را اطلس وشی و دیبای وشی میگویند. (برهان ). قسمی از بافته ٔ ابریشمی و اطلس اعلی . (ناظم الاطباء). پارچه و بافته ای ابریشمی . وشی . اطلس وشی . (فرهنگ فارسی معین ). || شمله ٔ دستار و علاقه ٔ مندیل و امثال آن . فش .(برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). فش . (حاشیه ٔ برهان قاطع از رشیدی ). || (پسوند) فش . پسوند شباهت است . (فرهنگ فارسی معین ). به معنی شبه و مانند. (صحاح الفرس ) (برهان ). یکی از حروف تشبیه است که همیشه به آخر اسم ملحق میگردد، مانند شاه وش یعنی مانند شاه . (ناظم الاطباء). ماه وش ؛ به مانند ماه . بحروش ؛ مانند دریا. (حاشیه ٔ برهان قاطع معین ). آیینه وش . (فرهنگ فارسی معین ) :
که افروخت این چرخ آیینه وش
که افروخت این گنبد کینه وش ؟
فردوسی (از صحاح الفرس ).
همه کژدم وش و خرچنگ کردار
گوزن شیرچهر و گاوپیکر.
ناصرخسرو.
آن آشناوشی که خیال است نام او
در موج آب دیده ٔ من آشناور است .
سیدحسن غزنوی .
صبح و شام آمده گلگونه وش و غالیه فام
رو که مردان نه بدین رنگ زنان وابینند.
خاقانی .
نیست وش باشد خیال اندر جهان
تو جهانی بر خیالی بین روان .
مولوی .
|| گون .گونه . گمان میکنم استعمال آن در مبصرات است نه در مذوقات ، چنانکه در بیت حافظ :
آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قُبلة العذارا
یا اشتباه است و اصل آن «آن تلخ و خوش ...» بوده است . (یادداشت مرحوم دهخدا).
... ادامه
793 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹وشت› [قدیمی]
مختصات: (وَ) [ گیل . ] (اِ.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: vaS
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 306
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
wash
ترکی
yıkamak
فرانسوی
laver
آلمانی
waschen
اسپانیایی
lavar
ایتالیایی
lavare
عربی
غسل | غسيل , إندفاع الموج , الغسالة ماء اغتسل به , طبقة رقيقة من طلاء , الغسول مستحضر طبي , طمي , الاجتراف الخلفي , جرف , جلا , لعق , خضع , نقع , غمر , دهن بطبقة رقيقة , دام , انجرف , ثبت على محك النقد , ترقرق بالماء , نزل بقوة سائل ما , قابل للغسل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "وش" در زبان فارسی به عنوان یک حرف ربط و نیز به عنوان یک حرف ندا مورد استفاده قرار می‌گیرد. ولی در نگارش آن باید به قواعد زیر توجه کرد:

  1. استفاده در نثر: در نثرهای ادبی و علمی معمولاً "وش" به عنوان یک حرف ربط به معنی "و" استفاده می‌شود. مثلاً: "او شاعر است وش نویسنده."

  2. فاصله‌گذاری: هنگام استفاده از "وش"، بهتر است قبل از آن و بعد از آن فاصله گذاشته شود. مثلاً: "او دوست من است، وش من به او احترام می‌گذارم."

  3. جایگاه: "وش" معمولاً در جملات خاص یا هنگام بیان نظرات شخصی به کار می‌رود و در متن‌های رسمی یا علمی کمتر استفاده می‌شود.

  4. تنوع معنایی: در برخی متون، "وش" به معنای "و" به کار می‌رود، اما در برخی موارد ممکن است به کنایه یا برای تأکید از آن استفاده شود.

به طور کلی، اگرچه "وش" یک کلمه با بافت ادبی است، اما در نگارش رسمی و محاوره‌ای بهتر است از "و" استفاده شود تا ابهام پیش نیاید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او همیشه وش هایش را با دقت و علاقه آرایش می کند.
  2. مهمانی شب گذشته با وزش باد، وش وش درختان را به گوش همه رساند.
  3. در زمین بازی، بچه ها با صدای وش وش چمن ها لحظات شادی را سپری کردند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری