جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ول . [ وِ ] (اِ) شکوفه عموماً و شکوفه ٔ انگور خصوصاً، و آن را به عربی فقاع الکرم خوانند. (برهان ) (از آنندراج ). || گل . (انجمن آرا از مجمع الفرس ) (آنندراج ). وُل در لهجه ها به معنی گل آمده : مسلسل زلف بر رو ریته [ ریخته ] دیری [ داری ] ول [ گل ] و سنبل به هم آمیته [ آمیخته ] دیری پریشان چون کری [ کنی ] آن تار زلفان به هر تاری دلی آویته [ آویخته ] دیری . باباطاهر عریان (از حاشیه ٔ برهان قاطع از فرهنگ نظام ). و به معنی شکوفه نیز فرع همین معنی است . || در تداول لهجه های جنوبی کنایه از معشوق است : ول من شهربانو نام داره به دستش شاخه ٔ بادام داره . ؟ 1- ، ترك، رها، متروك، مرخص، مستخلص، واگذار
2- عاطل، مهمل
3- سست، شل
4- آزاد
5- بي ادب، بي تربيت، بيكاره، ولگرد، ولنگار، ولو، ويلان، هرزه
6- محبوب، نگار، يار loose, baggy, lax, flagging, irresoluble, licentious, loppy, vol فضفاض، طليق، رخو، حر، لين، مفكوك، غير دقيق، متمتع بحرية، بدون تنظيم، فك، رخى، هلهل، أطلق، عاش حياة ماجنة، حل، أطلق صراحه، على نحو طليق، مرتخي cilt vol bd volumen vol گشاد، لق، قلنبه، باد کرده، کیسهای متورم، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، ضعیف، کاهنده، افتاده، تجیزیه ناپذیر، رها نشدنی، نگشودنی، ناگداز، اب نشدنی، شهوتران، بد اخلاق، مبنی بر هرزگی، قطع کننده، شل و آویزان
فضفاض|طليق , رخو , حر , لين , مفكوك , غير دقيق , متمتع بحرية , بدون تنظيم , فك , رخى , هلهل , أطلق , عاش حياة ماجنة , حل , أطلق صراحه , على نحو طليق , مرتخي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ول" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در اینجا به بررسی برخی از نکات نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه میپردازیم:
معنا و کاربرد:
"ول" به معنای رها کردن یا آزاد کردن است.
همچنین میتواند به معنی بیخیالی یا عدم توجه به چیزی باشد، مانند "ولش کن".
استفاده در جملات:
در جملات محاورهای: "ول کن، الآن به این فکر نکن."
در جملات رسمی: "لطفا، این موضوع را ول کنید و به مسائل دیگر بپردازید."
نکات نگارشی:
هنگام نوشتن، بهتر است توجه داشته باشید که از "ول" در متنهای رسمی استفاده نشود، مگر در موارد خاصی که شرایط و متن اجازه دهد.
این کلمه معمولاً در محاوره و نوشتار غیررسمی بیشتر به کار میرود.
نحوه اتصا ل و انقطاع:
"ول" معمولاً به صورت مستقل و بدون پسوند یا پیشوند استفاده میشود، مگر در ترکیبات خاص (مثلاً "ول نکنید").
استفاده صحیح از "ول" و توجه به سیاق جملات و نوع نگارش میتواند به وضوح و دقت نوشتار کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
وقتی که باران شروع به باریدن کرد، من به یاد تمام لحظات خوب و ول بخار در اردوهای تابستانی افتادم.
او همیشه برای جشنهای خانوادگی ول بینظیری تدارک میبیند و همه به شوق میآیند.
ول چای داغی که روی میز قرار دارد، مثل یک دوست قدیمی، حس گرما و آرامش را به من میدهد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: گشاد، لق، قلنبه، باد کرده، کیسهای متورم، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، ضعیف، کاهنده، افتاده، تجیزیه ناپذیر، رها نشدنی، نگشودنی، ناگداز، اب نشدنی، شهوتران، بد اخلاق، مبنی بر هرزگی، قطع کننده، شل و آویزان
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر