شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

yāsā
decretal  |

یاسا

معنی: یاسا. (مغولی ، اِ) رسم و قاعده و قانون . (برهان قاطع) (آنندراج ). طرز و طور و قوانین و حکم و قرار داد چنگیزخان مغول بوده است . یاسه . یاسون . (انجمن آرا) (آنندراج ). یاساق . یساق . (فرهنگ وصاف ) نظام . نسق . امر. حکم . فرمان . قانون اساسی . قوانین اساسی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): یاسه = یاساق = یساق ، به مغولی قاعده و قانون و سیاست است . (فرهنگ وصاف به نقل فرهنگ نظام ). یاسای چنگیزی مجموعه قواعد و مقرراتی که چنگیز وضع کرده و به نام او سلاطین مغولی مجری می داشتند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). صاحب تاج العروس (ج 10 ص 421 ص 8) آن را عربی و ازیسق دانسته است : کیوک التزام یاسا وعادت را در کارملک مداخلتی نمی پیوست . (جهانگشای جوینی ). و چون یاسا و آئین مغول آن است که ... (جهانگشای جوینی ).
- یاسا دادن ؛ فرمان دادن ، امر کردن : هرکس در مرکز خود نزول کردند و لشکر مغول یاسا دادند. (جهانگشای جوینی ). و یاسا دادند که خاشاک جمع کردند و خندق آب را انباشتند. (جهانگشای جوینی ). چنگیزخان یاسا داد که در هر خانه هر اسیری چهارصد من برنج پاک کنند. (جهانگشای جوینی ). و چون آن را بگشاد یاسا داد که هر جانور که باشد از اصناف بنی آدم تا انواع بهائم تمامت را بکشند. (جهانگشای جوینی ). ایشان را علی التفصیل آنجا فرستند تا سخن ایشان براستی پرسیده بر وفق یاسا آن قضیه را فصل کند. (تاریخ غازانی ص 59).
- یاسا فرمودن ؛ فرمان دادن . امر کردن : و تمامت لشکر را یاسا فرمود تا بارانیها در ظهاره های جامه های زمستانی کنند. (جهانگشای جوینی ). چنگیزخان یاسا فرمود تا در مکاوحت مبالغت کنند. (جهانگشای جوینی ).
|| سزا. قصاص . (غیاث اللغات ). در ترکی جغتائی به معنی سزا، قصاص . (فرهنگ قدری ).
- یاسا رسانیدن و به یاسا رسانیدن ؛ مجازات کردن . کیفر دادن . کشتن : ابتدا فرمود تا بعضی را که بنات امرا بودند جدا کردند و تمامت حاضران را یاسا رسانیدند. (جهانگشای جوینی ). و بعد از یارغو هر سه را به یاسا رسانیدند. (جامع التواریخ رشیدی ). فرمان نافذ گشت تا او را به یاسا رسانیدند. (جامع التواریخ رشیدی ). اقبوقا رابه یاسا رسانیدند به سبب تنازع و مضادت و مخالفت که از جانبین قائم بود. (تاریخ غازانی چ کارل یان ص 70). قونچقبال را بقصاص خون امیر اقبوقا به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 86). قپچاق اوغول پسر بایدو را... به حکم یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 93). بورالغی قتای سوکورچی را که در آخر عهد ارغون خان با امراء فتان یکی بود و تا غایت در میان فتنه ها مدخل داشته به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 98). تولک را گرفته بیاوردند و با سرکیس به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 100). بیست و هفتم رجب اینه بک را گرفته به تبریز آوردند و شنبه بیست و نهم در میدان به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 102). بایغوت ... را در سه گنبد به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 104). حکایت توجه رایات همایون به جانب بغداد و به یاسا رسانیدن افراسیاب لر و... (تاریخ غازانی ص 105). پادشاه اسلام در غضب رفت و فرمود تا افراسیاب را به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 106). او را برهنه کرده گرد خانه ها برآوردند به یاسا رسانیدند و خانه ها و اموال اورا تاراج کردند. (تاریخ غازانی ص 110). طایجواغول را با چهار نوکر به یاسا رسانیدند. (تاریخ غازانی ص 119). هر آفریده که از این غله و دیگر غله ها که به آن رسیم بخوراند او را به یاسا رسانند. (تاریخ غازانی ص 125).
- به یاسا رسیدن ؛ مجازات شدن . به حکم امیر یا پادشاهی کشته شدن : واو را پسری بود ایلدر نام دراوایل عهد پادشاه اسلام غازان خان در حدود روم به یاسا رسید. (رشیدی ). درعهد غازان خان دل دگرگون کرده به یاسا رسید. (رشیدی ). او و برادرش ایلدای در عهد پادشاه اسلام غازان خان به سبب مخالفتی که در دل داشتند به یاسا رسیدند. (رشیدی ).
|| قتل . قتل و غارت . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). این معنی ظاهراً از به یاسا رسیدن (= مجازات دیدن )و به یاسا رسانیدن (= مجازات کردن ) که اغلب با قتل و اعدام توأم بوده است استخراج و استنباط شده است . || به ترکی ماتم را گویند. (برهان قاطع) (غیاث اللغات از برهان ). در ترکی ماتم را یاس گویند نه یاسا و با ترک بودن حسین خلف صاحب برهان این اشتباه از وی عجب است . (یادداشت مرحوم دهخدا).
... ادامه
599 | 0
مترادف: 1- قانون 2- سزا، سياست، قصاص، كيفر
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مغولی] ‹یاسه، یاساق، یساق، یسق› [قدیمی]
مختصات: (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 72
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
decretal | yasa
عربی
مرسوم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "یاسا" در زبان فارسی به معنی قانون یا نظم است و در متون تاریخی به قوانین مغولان نیز اشاره دارد. در نگارش این کلمه، باید به نکات زیر توجه کرد:

  1. نحوه نگارش: کلمه "یاسا" به صورت صحیح و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.

  2. تاکید بر واژه: اگر نیاز به تاکید بر این کلمه یا معنای خاصی از آن است، می‌توان از علائم نگارشی مانند خط تیره یا Italic استفاده کرد.

  3. استفاده از بافت: در متن‌های رسمی یا تاریخی، سعی کنید کلمه "یاسا" در جایی آورده شود که به موضوع قوانین یا نظامِ اجتماعی مربوط باشد.

  4. هم‌نشینی با کلمات: بهتر است کلمه "یاسا" با کلمات دیگری که مفهومی نزدیک به آن دارند، نظیر "قانون"، "ضابطه" یا "نظام"، هم‌نشینی داشته باشد تا معنا روشن‌تر شود.

  5. ارجاع به منابع: در متون پژوهشی و علمی، درصورت اشاره به "یاسا" به منابعی که به توضیح یا تبیین این کلمه پرداخته‌اند نیز اشاره شود.

به طور کلی، استفاده درست و بجا از کلمه "یاسا" موجب می‌شود که متن شما غنای بیشتری پیدا کند و مفهوم مورد نظر به خوبی منتقل شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. یاسا به عنوان یک اصل اخلاقی در فرهنگ ما دارای اهمیت ویژه‌ای است و همیشه باید مورد توجه قرار گیرد.
  2. در جلسه امروز، مدیر خواستار رعایت یاسا و احترام به نظرات یکدیگر شد.
  3. یاسا به عنوان یک راهنمای زندگی به ما می‌آموزد که چگونه با دیگران به شکلی عادلانه و منصفانه رفتار کنیم.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری