جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: یوغ . (اِ) یغ. آن چوبی بود که بر گردن گاو نهند یعنی بندوق . (لغت فرس اسدی ). چوبی که بر گردن گاو زراعت و گاو گردون گذارند. (ناظم الاطباء) (برهان ) (از انجمن آرا). چوبی که بر گردن گاو قلبه نهند. به هندی جو نامند. (از آنندراج ). چوبی است که برزیگران بر گاو بندند به وقت زمین شکافتن . (فرهنگ اوبهی ). سَمیق . اُرْعُوّة. ربقه . جُغْ در تداول جنوب خراسان : همی گفت با او گزاف و دروغ مگر کاندر آرد سرش را به یوغ . ابوشکور بلخی . ور ایدون که پیش تو گویم دروغ دروغ اندرآرد سرم را به یوغ . ابوشکور بلخی . چنانکه بینی تاول نکرده کار هگرز به چوب رام شودیوغ را نهد گردن . اورمزدی . تو را گردن دربسته به یوغ وگرنه نروی راست با سپار. لبیبی . ای آدمی به صورت جسم و به دل ستور بر گردن تو یوغ من است و سپار هم . ناصرخسرو. ای همه قول تو نفاق و دروغ پیش دنیا تو گردن اندر یوغ . سنایی . چو یکی گاو سروزن شده ای جسته از یوغ و ز آماج و سپنج . سوزنی . به پیش کوهه ٔ زین برنهاده ایر چو یوغ سوار گشته بدان مرکبان رهوارم . سوزنی . آفتاب و مه چو دو گاو سیاه یوغ بر گردن ببیندشان الاه . مولوی . گاو گر یوغی نگیرد می زنند هیچ گاوی کو نپرد شد نژند؟ مولوی . صبح ؛ یوغ آماج . سَمیق ؛ چوب یوغ که بر گردن گاو نشیند. (منتهی الارب ). - یوغ بندگی ؛ کنایه است از قبول اطاعت و عبودیت . (یادداشت مؤلف ). yoke نير، مقرن، فدان، عبودية، النير جزء من ثوب يطوق العنق، شد إلى نير، استعبد، شد حيوانا لعربة boyunduruk joug joch yugo giogo اسارت، محتویات نطفه، بندگی عبودیت
نير|مقرن , فدان , عبودية , النير جزء من ثوب يطوق العنق , شد إلى نير , استعبد , شد حيوانا لعربة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
واژه "یوغ" به معنای چیزی است که بر دوش چهارپایان (مانند گاو) قرار میگیرد تا بار بکشند. برای نوشتن و استفاده از این کلمه در فارسی، میتوان به چند نکته و قاعده نگارشی اشاره کرد:
نطق و تلفظ: کلمه "یوغ" به صورت /juːɣ/ تلفظ میشود. توجه به تلفظ صحیح آن، به خصوص در مکالمات رسمی یا ادبی، اهمیت دارد.
املا: این کلمه به صورت "یوغ" نوشته میشود و باید از اشتباهات املایی مانند نوشتن آن به صورت "یوغی" یا "یوغها" پرهیز شود، مگر اینکه در ساختارهای جمع یا پسوندهای دیگر به کار رفته باشد.
نقش کلمه در جمله: "یوغ" معمولاً به عنوان اسم در جملات استفاده میشود. به عنوان مثال:
"یوغ بر دوش گاوها بود."
"این یوغ جدید است."
ترکیبات و اصطلاحات: "یوغ" ممکن است در ترکیبات خاصی نیز به کار رود. مثلاً "یوغ زندگی" به معنای بار سنگین زندگی.
ادغام با واژههای دیگر: اگر قصد دارید این کلمه را در متنهای پیچیدهتر استفاده کنید، به ترکیب آن با واژههای دیگر که ممکن است معنای خاصی داشته باشند، توجه کنید.
نکتههای زبانی: کلمه "یوغ" ممکن است به عنوان یک استعاره یا تشبیه در ادبیات و شعر فارسی نیز به کار رود. به عنوان مثال، ممکن است به معنای بار سنگین مسئولیتها استفاده شود.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "یوغ" در نوشتار و گفتار خود به درستی بهره ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
یوغ ابزاری است که در گذشته برای مستحکم کردن بار بر روی دوچارهای حیوانات استفاده میشد.
در ادبیات، یوغ میتواند نماد فشار و محدودیتهایی باشد که بر انسانها تحمیل میشود.
مردم در داستانهای تاریخی، به نیروی یوغ که بر دوششان بوده است، اشاره میکنند تا از سختیهای زندگی خود بگویند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر