جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آبکش . [ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ، اِمرکب ) سقاء. کشنده ٔ آب از چاه . مستخلف : بدین چاه در آب سرداست و خوش بفرمای تا من بُوَم آبکش . فردوسی . برهنه سر و پای و دوش آبکش پدر شادمان روز و شب خفته خوش . فردوسی . هم از پیش آن کس که با بوی خوش همی رفت با مشک صد آبکش . فردوسی . سقائی است این لنبک آبکش بخوبی ّ گفتار وکردار خوش . فردوسی . به آزادگی لنبک آبکش جوانمرد و با خوان و گفتار خوش . فردوسی . من از بیم آن نامور شهریار چنین آبکش گشتم و پیشکار. فردوسی . غلام آبکش باید و خشت زن بود بنده ٔ نازنین مشت زن . سعدی . || ظرفی مسین یا چوبین با سوراخ بسیار که آب برنج جوشانیده را با آن گیرند. چلوصافی . چلوپالا. سماق پالا. پالاوَن . ترشی پالا. پالاوان . - مثل آبکش ؛ یعنی بسیارسوراخ ، و بیشتر این تشبیه را در سقفی که آب از آن فروچکد آرند. || در اصطلاح مُقنیان آن طبقه ای از زمین سست که فرودِ زمین دِج و رست باشد و در چاه و کاریز کندن چون بدانجا رسند عادةً بیش حفر نکنند. || عِرْق و رگ برگها. «لوله هائی در گیاه که دارای سوراخهای ذره بینی بسیار و در میان آنها صفحه هائی مانند غربال است ». (فرهنگستان طبی ) : گر گوش تو آهنگ شناس است در این باغ هر آبکش برگ گلی رشته ٔ سازی است . صالح یزدی . || طعامی که تشنگی آرد. 1- سقا
2- عطشزا
3- ترشيپالا، چلوصافي، صافي colander مصفاة، صفى kevgir passoire sieb colador colino
کلمه "آبکش" در زبان فارسی به معنای ظرفی است که برای جدا کردن مایعات از مواد جامد استفاده میشود، مانند صافی یا آبگیر. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نوشتار: کلمه "آبکش" به صورت جدا از هم نوشته نمیشود و به شکل واحد "آبکش" باید استفاده شود.
تلفظ: این کلمه به صورت "آبکش" تلفظ میشود که در آن حرف "آ" و "کش" به هم متصل است.
جمعسازی: برای جمع بستن این کلمه، میتوان از "آبکشان" یا "آبکشها" استفاده کرد.
مفاهیم مرتبط: ممکن است در متون به انواع مختلف آبکشها اشاره شود، مانند آبکشهایی که برای ماکارونی یا سبزیجات استفاده میشوند.
استفاده در جملات: میتوان این کلمه را به راحتی در جملات به کار برد. به عنوان مثال: "برای تهیه سالاد، از آبکش استفاده کردم."
نقاط قوت و ضعف: در متون علمی یا فنی میتوان به ویژگیهای مختلف آبکشها اشاره کرد، مانند جنس و نوع طراحی آنها.
دقت به این نکات میتواند به درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "آبکش" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آبکش" در جمله ارائه میشود:
بعد از پختن ماکارونی، آن را با آبکش آبکشی کردم تا آب اضافی آن خارج شود.
برای شستن سبزیجات، از یک آبکش استفاده کردم تا آب اضافی آنها را بگیرم.
در آشپزی، داشتن یک آبکش مناسب میتواند به تسهیل روند کار کمک کند.
پس از خیساندن برنج، آن را در آبکش ریختم تا آب آن خارج شود و آماده پخت شود.
برای صاف کردن سوپ، از یک آبکش ریز استفاده کردم تا مخلفات آن به خوبی جدا شود.