شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

ditch

معنی: (Noun) جوی، نهر، خندق، گودال، حفره - to dig a ditch for irrigation - برای آبیاری جوی ساختن (یا کندن) - all the corpses were buried in a ditch - همه‌ی اجساد را در گودالی خاک کردند - a long ditch in which they place telephone wires - چاله‌ی درازی که سیم‌های تلفن را در آن قرار می‌دهند
(Verb - transitive) (عامیانه) پیچاندن فرد یا افرادی، از گیر کسی (خود را) خلاص کردن، ول کردن، رها کردن، دور انداختن - she ditched her boyfriend and married her cousin - او دوست پسر خود را ترک کرد و زن پسر داییش/پسر عمویش شد
(Verb - transitive) با جوی محصور کردن، جوی کشیدن دورِ ...
(Verb - transitive) توی جوی انداختن، دور انداختن
(Verb - transitive) جوی کندن، نهر کندن، خندق کندن
[عمران و معماری]: گودال [عمران و معماری]: چاله [عمران و معماری]: کانال طبیعی [عمران و معماری]: قنو [عمران و معماری]: کنده جوی [عمران و معماری]: آبروی کنار راه [عمران و معماری]: راه آبرو [عمران و معماری]: جوی [عمران و معماری]: نهر
... ادامه
356 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: دیکشنری انگلیسی به فارسی
معادل ابجد: 0
شمارگان هجا:
any small natural waterway

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری