شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

soul

معنی: (Noun) روح، جان، روان، نفس - this music has no soul - این موسیقی هیچ روح ندارد - commend one's soul to God - جان به جان آفرین تسلیم کردن - there wasn't a soul to be seen - پرنده پر نمی‌زد، احدی دیده نمی‌شد - he died and his soul went to heaven - او مرد و روحش به بهشت رفت - upon my soul! - (قدیمی، بیانگر تعجب) عجب! خدای من! خدای بزرگ!
(Noun) (شخص) روحیه
(Noun) مظهر، نمونه‌ی اعلی، تجسم، روح و روان
(Noun) روح، (در جمع) ارواح
(Noun) شخص، کَس، آدم، بچه
(Noun) موسیقیِ سول (نوعی موسیقی حزن‌انگیز جاز یت بلوز)
(Noun) (در آمریکا، محاوره) فرهنگ سیاهان، هویت سیاهان
(Noun) سرشت اصلی، طبیعت اصلی، ذات
(Noun) (در جمع) جمعیت، سکنه، نفوس
(Noun) نفر، شخص، کَس، فرد - his father is a kind soul - پدرش آدم مهربانی است - that poor soul has lost everything - آن بیچاره همه چیزش را از دست داده است - a village of barely a hundred souls - دهکده‌ای که تعداد سکنه‌ی آن تنها به صد نفر می‌رسد (می‌رسید)
... ادامه
451 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: دیکشنری انگلیسی به فارسی
معادل ابجد: 0
شمارگان هجا:
the human embodiment of something; "the soul of honor"

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری