constrictor
license
98
1667
100
معنی کلمه constrictor
معنی واژه constrictor
اطلاعات بیشتر واژه | |||
---|---|---|---|
واژه | constrictor | ||
تعداد حروف | 11 | ||
نوع | n | ||
تلفظ آمریکایی | /ˈboʊəkənstrɪktə/ | ||
تلفظ انگلیسی | /ˈbəʊəkənstrɪktə/ | ||
منبع | دیکشنری انگلیسی به فارسی | ||
نمایش تصویر | معنی constrictor | ||
پخش صوت |
(Noun) ماهیچه جمع کننده، انواع مارهای >بوا< (Noun) ماهیچه جمع کننده، انواع مارهای >بوا< (Noun) ماهیچه جمع کننده، انواع مارهای >بوا<