license
98
2165
100
معنی کلمه اشغال معنی واژه اشغال
معنی:
تسخیر و واپایش یک منطقه با اجرای عملیات نظامیمترادف تسخير، تصرفانگلیسی junk, occupation, garbage, rubbish, trash, occupancy, litter, swill, busyness, tenure, refuse, riffraff, dreg, dump, inhabitancy, jakes, offal, paltriness, raff, scrap, slag, soilage, run-offعربی خردة، نفاية، الرمم، سقط المتاع، الينك سفينة شراعية، مخدرات، تافه، رخيصترکی çöpفرانسوی les orduresآلمانی der müllاسپانیایی la basuraایتالیایی la spazzaturaمرتبط جنس اوراق و شکسته، نی، جگن، قایق ته پهن چینی، شغل، اشتغال، حرفه، تصرف، پیشه، زباله، خاکروبه، فضولات، نخاله، روده، چیز پست و بی ارزش، تفاله، مهمل، زوائد گیاان، اشغال مال، تخت روان، کجاوه، زایمان، محمل، ریخته و پاشیده، تصدی، اجاره داری، حق تصدی، نگهداری، پس مانده، ترک، انصراف، ادم بیکاره، ته مانده، انبوه، زیادی، توده، رسوب، درده، ته نشین، خرده ریز، پکری، جنس را بقیمت خیلیارزان فروختن، اقامت، سکنی، حق سکنی، زیست، کثافت، ترشح مدفوع، مواد زائد، لاشه، سیرابی، اخال، کف، حقارت، ناچیزی، انگل، قراضه، تکه، اوراق، پاره، خاکستر، چرک، الودگی، علف تازه، علوفه حیوانات، زائده، اب زه کشی، زه اب
مترادف:
تسخير، تصرف
ترکیب:
(اسم) [عربی، جمعِ شُغل]
مختصات:
( اِ ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'eSqAl
منبع:
واژههای مصوّب فرهنگستان
معادل ابجد:
1332
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
junk | occupation , garbage , rubbish , trash , occupancy , litter , swill , busyness , tenure , refuse , riffraff , dreg , dump , inhabitancy , jakes , offal , paltriness , raff , scrap , slag , soilage , run-off
عربی
خردة | نفاية , الرمم , سقط المتاع , الينك سفينة شراعية , مخدرات , تافه , رخيص
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "اشغال" در زبان فارسی به معنی تصرف و پر کردن فضایی است. در استفاده و نگارش این کلمه، برخی قواعد نگارشی و ادبی مهم عبارتند از:
نحوهی نگارش : کلمه "اشغال" باید به صورت صحیح و بدون غلط املایی نوشته شود. توجه به الفبای فارسی و درست نگارش حرفها، اهمیت دارد.
استفاده در جمله : "اشغال" معمولاً به عنوان اسم و در جملات به کار میرود. برای مثال:
"این منطقه توسط نیروهای متجاوز اشغال شده است."
"ما باید از اشغال فضایی که نیاز داریم، جلوگیری کنیم."
قواعد تآکید : در صورت نیاز به تأکید بر معنی کلمه، میتوان از قیدهای مناسب در کنار آن استفاده کرد:
"این اراضی به طور غیرقانونی اشغال شدهاند."
ترکیبهای مرتبط : کلمه "اشغال" میتواند به عنوان ترکیب با دیگر کلمات نیز به کار رود، مانند "اشغال نظامی"، "اشغال زمین" و...
توجه به سیاق : هنگام استفاده از این کلمه، توجه به سیاق و مفهوم کلی جمله بسیار مهم است. اطمینان حاصل کنید که معنی کلمه در متن به درستی منتقل شده است.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "اشغال" به طور مؤثر و صحیح استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اشغال" آورده شده است:
در جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای اروپایی تحت اشغال نیروهای دشمن قرار گرفتند.
دانشجویان به دلیل اشغال سالن کنفرانس توسط سایر گروهها نتوانستند در جلسه شرکت کنند.
اشغال فضای شهری توسط ساختمانهای بلند باعث کاهش زیبایی منطقه شده است.
برخی از کشورها هنوز هم با مشکلات اقتصادی ناشی از اشغال خارجی مواجه هستند.
او از اشغال وقت دیگران بیزار بود و همواره سعی میکرد دقیق و خلاصه صحبت کند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا در مورد مفهوم خاصی هم سوال دارید، بفرمایید!
واژههای مصوّب فرهنگستان واژگان مرتبط: جنس اوراق و شکسته، نی، جگن، قایق ته پهن چینی، شغل، اشتغال، حرفه، تصرف، پیشه، زباله، خاکروبه، فضولات، نخاله، روده، چیز پست و بی ارزش، تفاله، مهمل، زوائد گیاان، اشغال مال، تخت روان، کجاوه، زایمان، محمل، ریخته و پاشیده، تصدی، اجاره داری، حق تصدی، نگهداری، پس مانده، ترک، انصراف، ادم بیکاره، ته مانده، انبوه، زیادی، توده، رسوب، درده، ته نشین، خرده ریز، پکری، جنس را بقیمت خیلیارزان فروختن، اقامت، سکنی، حق سکنی، زیست، کثافت، ترشح مدفوع، مواد زائد، لاشه، سیرابی، اخال، کف، حقارت، ناچیزی، انگل، قراضه، تکه، اوراق، پاره، خاکستر، چرک، الودگی، علف تازه، علوفه حیوانات، زائده، اب زه کشی، زه اب