license
98
1357
100
معنی کلمه ضربه معنی واژه ضربه
معنی:
در فوتبال، زدن یا راندن توپ با پا و با شدت تمام به سمت دروازهمترادف 1- زدن، شوك، ضربت
2- آسيب
3- قرعهانگلیسی impact, strike, stroke, thud, lash, tit, brunt, flap, traumatism, hack, stress, hook, accent, acute, emphasis, pelt, sock, whang, whop, hitعربی تأثير، صدمة، تصادم، وقع تأثير، قوة ساحقة، أثر في، ترك أثرا، اصطدم، غرز، فعم، ضربترکی çarpmakفرانسوی grèveآلمانی schlagenاسپانیایی huelgaایتالیایی scioperoمرتبط اصابت، اثر شدید، ضرب، تماس، اعتصاب، برخورد، حرکت، لطمه، تکان، تپ تپ، هف هف، شلاق، تازیانه، تسمه، طعنه، دختر یا زن، ممه، نوک پستان، یابو، بار، صدای چلپ، اویخته و شل، زبانه کفش، روان زخم، تصادم، اثر ضربت، مزدور، کلنگ، سرفه خشک وکوتاه، چاک، برش، تاکید، فشار، اهمیت، تقلا، قوت، قلاب، دام، چنگک، تله، چنگک بزرگ، لهجه، تلفظ، تشدید، مد، تکیه، تکیهء صدا، شتاب، پوست خام، پوست پشم دار، پوستک، جوراب ساقه کوتاه، کفش راحتی بی پاشنه، درست، جوراب کوتاه، قسمت، صدای بر خورد دو جسم، تند حرکت کردن، وزش
مترادف:
1- زدن، شوك، ضربت
2- آسيب
3- قرعه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی: ضربَة]
مختصات:
(ضَ بَ یا بِ) [ ع . ضربة ]
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
zarbe
منبع:
واژههای مصوّب فرهنگستان
معادل ابجد:
1007
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
impact | strike , stroke , thud , lash , tit , brunt , flap , traumatism , hack , stress , hook , accent , acute , emphasis , pelt , sock , whang , whop , hit
عربی
تأثير | صدمة , تصادم , وقع تأثير , قوة ساحقة , أثر في , ترك أثرا , اصطدم , غرز , فعم , ضرب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "ضربه" در زبان فارسی، معانی و استفادههای مختلفی دارد و برای نگارش صحیح آن و استفاده بهینه از آن باید به نکات زیر توجه کرد:
نحوه نوشتار : کلمه "ضربه" به همین شکل نوشته میشود و در هیچیک از حالتها و زمانها تغییر نمیکند.
نقش کلمه : "ضربه" معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و به معنای ضربهزدن، آسیب یا حملهای به چیزی یا کسی اشاره دارد.
جمع : جمع "ضربه" به شکل "ضربات" است.
قید و صفت : این کلمه میتواند با قیدها و صفات مختلف ترکیب شود. برای مثال:
اضافه : در نوشتار فارسی، اگر بخواهید "ضربه" را در ترکیبهای اضافی به کار ببرید، میتوانید به شکل زیر عمل کنید:
ضربهی باد
ضربهای که خوردم
استفادهی مجازی : در زبان فارسی، ممکن است از کلمه "ضربه" به صورت مجازی نیز استفاده شود، مثلاً:
ضربهای که از این بحران به اقتصاد وارد شد.
فعلهای مرتبط : فعلهایی که با "ضربه" مرتبطاند نیز میتوانند در جملات به کار روند، مانند "زدن"، "خوردن"، "تحمل کردن".
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "ضربه" به درستی و با دقت در جملات خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او با یک ضربه محکم توپ را به دروازه شوت کرد و گل زیبایی به ثمر رساند.
ضربهای که به شیشه زده شده بود، صدای بلندی در تمام اتاق به وجود آورد.
پس از آسیبدیدگی، پزشک به او گفت که باید از ورزش کردن و ضربه زدن به بدنش پرهیز کند.
واژههای مصوّب فرهنگستان واژگان مرتبط: اصابت، اثر شدید، ضرب، تماس، اعتصاب، برخورد، حرکت، لطمه، تکان، تپ تپ، هف هف، شلاق، تازیانه، تسمه، طعنه، دختر یا زن، ممه، نوک پستان، یابو، بار، صدای چلپ، اویخته و شل، زبانه کفش، روان زخم، تصادم، اثر ضربت، مزدور، کلنگ، سرفه خشک وکوتاه، چاک، برش، تاکید، فشار، اهمیت، تقلا، قوت، قلاب، دام، چنگک، تله، چنگک بزرگ، لهجه، تلفظ، تشدید، مد، تکیه، تکیهء صدا، شتاب، پوست خام، پوست پشم دار، پوستک، جوراب ساقه کوتاه، کفش راحتی بی پاشنه، درست، جوراب کوتاه، قسمت، صدای بر خورد دو جسم، تند حرکت کردن، وزش