جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
stand|timeout , stop , halt , standstill , cease , cessation , torpidity , stay , caesura , close , interval , period , stoppage , suspension , flag stop , Avast! , Whoa! , is
ترکی
dır-dir
فرانسوی
est
آلمانی
ist
اسپانیایی
es
ایتالیایی
È
عربی
موقف|وقوف , منصة , توقف , مقاومة , انتصاب , منضدة , موقف السيارات , قفير خلية نحل , مجموعة أشجار , منبر , كشك لبيع الصحف , تحمل , وقف , ترشح , أوقف , أبحر في إتجاه معين , اصطف , ابتعد , قاوم , ظل قائما , إتخذ موقف , تراجع , كان في موقف , أطاق , واقف , يقف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ایست" در زبان فارسی به شکلهای متفاوتی به کار میرود و در متنهای مختلف ممکن است معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نحوه تلفظ: "ایست" به صورت [ist] تلفظ میشود و به معنای "ایستادن" و یا "قائم بودن" است.
کتابتی یا گفتاری: در زبان نوشتاری، معمولاً "ایست" به عنوان یک فعل استفاده میشود، مانند "او ایستاد".
نحوه استفاده در جملات: به عنوان مثال:
او ایست در انتظار دوستش ایستاده بود.
بچهها در حیاط ایستادهاند.
قافیه: در شعر فارسی، "ایست" میتواند در قافیه استفاده شود و مثلاً در اشعار شاعران به راحتی با کلمات دیگر همقافیه شود.
جایگزینهای نگارشی: در برخی مواقع، میتوان به جای "ایست" از کلمات معادل استفاده کرد مثل "استاده" یا "وقفه".
نگارش رسمی: در متون رسمی و اداری، به طور کلی بهتر است به شکل درست و واضح نوشته شود و از به کار بردن اصطلاحات عامیانه پرهیز شود.
با توجه به این نکات، سعی کنید در نوشتار خود از کلمه "ایست" به درستی و در موقعیت مناسب استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ایست" در جملات مختلف آورده شده است:
او در ایستگاه اتوبوس ایستاد و منتظر آمدن اتوبوس شد.
بلافاصله پس از زنگ مدرسه، دانشآموزان ایستاده و به سمت کلاسها رفتند.
با دیدن نمایشگاه جدید، او به طور ناگهانی ایست کرد و از تماشای آثار هنری لذت برد.
در حین پیادهروی، تصمیم گرفت که در پارک ایستاد و استراحت کند.
هنگام عبور از خیابان، پلیس دستور داد که همه ایست کنند تا تردد خودروها انجام شود.
امیدوارم این جملات کمک کننده باشد!
واژههای مصوّب فرهنگستان
واژگان مرتبط: پایه، موضع، ایستگاه، مقام، فاصله، تایم، مهلت، ساعت غیبت کارگر، ترک، تکیه، نقطه، مکی، سکته، تعطیل، ثابت، بدون حرکت، پایان، انقطاع، متارکه، حالت بیحالی، حالت سستی، کرختی، حائل، مانع، عصاء، خاتمه، جای محصور، محوطه، انتها، مدت، فرجه، خلال، دوره، زمان، عصر، مرحله، بازداشت، سد، جلو گیری، تعلیق، سوسپانسیون، توقف کنید، امر به توقف دادن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر