license
98
1520
100
معنی کلمه پخش معنی واژه پخش
معنی:
فرایند ارسال اطلاعات صوتی یا تصویری متـ . توزیع * مصوب فرهنگستان اولمترادف 1- تقسيم، توزيع، متفرق، منتشر، نشر
2- پهن، گسترده
3- پاشيده، پراكندهمتضاد جمع انگلیسی broadcast, distribution, release, diffusion, dissemination, propagation, dispensation, prevalence, allotment, effluence, playعربی بث، إذاعة، منثور في جميع الجهات، واسع الإنتشار، أذاع، نشر، تحدث، إذاعيترکی oynamakفرانسوی jouerآلمانی spielenاسپانیایی jugarایتالیایی giocareمرتبط داده پراکنی، سخن پراکنی، توزیع، بخش، اشاعه، تعمیم، رهایی، ترخیص، ازادی، خلاصی، بخشش، انتشار، ریزش، پخش شدگی، پاشیدگی، تبلیغ، تکثیر، گسترش، ترویج، تقدیر، تقسیم، اعطا، وضع احکام دینی در هر دوره و عصر، شیوع، رواج، تفوق، غلبه، درجه شیوع، سهم، تخصیص، جیره، پخ
مترادف:
1- تقسيم، توزيع، متفرق، منتشر، نشر
2- پهن، گسترده
3- پاشيده، پراكنده
متضاد:
جمع
ترکیب:
(اسم مصدر) ‹پخچ، پخج، پخت›
مختصات:
(پَ) (ص .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
paxS
منبع:
واژههای مصوّب فرهنگستان
معادل ابجد:
902
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
broadcast | distribution , release , diffusion , dissemination , propagation , dispensation , prevalence , allotment , effluence , play
عربی
بث | إذاعة , منثور في جميع الجهات , واسع الإنتشار , أذاع , نشر , تحدث , إذاعي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)کلمه "پخش" در زبان فارسی به معانی مختلفی استفاده میشود و قواعد نگارشی و دستوری خاصی دارد. در زیر به برخی نکات مربوط به این کلمه اشاره میشود:
معنی و کاربرد :
"پخش" به معنای توزیع یا انتقال چیزی به نقاط مختلف استفاده میشود. به عنوان مثال: "پخش اخبار در رسانهها".
میتواند به معنای انتشار نیز باشد، مانند "پخش یک آلبوم موسیقی".
جملهسازی :
برای استفاده صحیح از کلمه "پخش" در جملات، دقت کنید که به لحاظ معنایی جملات با آن سازگار باشند. مثلاً: "مواد غذایی باید به طور مساوی پخش شوند."
قیدهای مربوط :
میتوان از قیدهایی مانند "به طور یکنواخت"، "به سرعت" یا "به صورت نامنظم" برای توصیف نحوه پخش استفاده کرد.
نحوه نگارش :
کلمه "پخش" به طور کلی به صورت «پخش» نوشته میشود و نیازی به هیچ نشانه اضافی ندارد. در متون رسمی دقت به املای صحیح این کلمه مهم است.
ترکیبات :
"پخش" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود. مثلا: "پخش زنده"، "پخش کنید"، "پخش الکترونیکی" و ...
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "پخش" به شکلی صحیح و کاربردی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پخش" در جمله آورده شده است:
تلویزیون برنامه جدید خود را در ساعتی مشخص پخش میکند.
شرکت قصد دارد این محصول را به صورت آنلاین پخش کند.
پخش موسیقی زنده در جشنوارههای شهرستان بسیار محبوب است.
اخبار هر روز ساعت هفت بعد از ظهر توسط رادیو پخش میشود.
فیلم جدید در سینماها و همچنین پلتفرمهای آنلاین پخش خواهد شد.
اگر به جملات بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
واژههای مصوّب فرهنگستان واژگان مرتبط: داده پراکنی، سخن پراکنی، توزیع، بخش، اشاعه، تعمیم، رهایی، ترخیص، ازادی، خلاصی، بخشش، انتشار، ریزش، پخش شدگی، پاشیدگی، تبلیغ، تکثیر، گسترش، ترویج، تقدیر، تقسیم، اعطا، وضع احکام دینی در هر دوره و عصر، شیوع، رواج، تفوق، غلبه، درجه شیوع، سهم، تخصیص، جیره، پخ