جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: -1 روز نو روز تازه . -2 بزرگترين جشن ملي ايرانيان که در نخستين روز از نخستين ماه (فروردين) سال شمسي آنگاه که روز وشب برابرگردد - آغاز شود جشن فروردين جشن بهاربهارجشن . جشن سال نو نزد آرياييان - اين جشن در اصل يکي از دو جشن بزرگ بود: آرياييان در اعصار باستاني دو فصل گرما و سرما داشتند (طبقه بندي سال بچهار فصل بعدها پيدا شد.) فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما دو ماه بودچنانکه در ونديداد فر گرد اول بند 2 و 3 آمده ولي بعدها در دو فصل مزبور تغييري پديدآمد چه تابستان داراي هفت ماه و زمستان پنج ماه گرديد.چنانکه اين امر نيز در شرح بندهاي مزبور از ونديداد مسطور است .در هر يک از اين دو فصل جشني برپا ميداشتندکه هر دو آغاز سال نو بشمار ميرفته نخست جشني که بهنگام آغاز فصل گرما يعني وقتي که گله ها را از آغلها بچمنهاي سبز و خرم ميکشانيدند و از ديدن چهره دلاراي خورشيد شاد و خرم ميشدند و ديگر در آغاز فصل سرما که گله را باغل کشانيده توشه روزگار سرما را تهيه ميديدند. نوروز و مهرگان .از يک طرف ميبينم که در عهد بسيار کهن سال از اول تابستان (انقلاب صيفي) و با ماه تير آغاز ميشده و دليل آن لغت } ميذيايري { است که اسم گاهنبار پنجم از شش گاهنبار سال است اين جشن در حوالي انقلاب شتوي برپا ميشده و معني لغوي آن (نيمه سال) است .از بيان بندهشن پهلوي چنين برميايد که } ميذيايري { در اصل در حوالي انقلاب شتوي (اول جدي) و بنابراين اول سال در حوالي انقلاب صيفي (اول سرطان) و مطابق } ميذيري شم { بوده است .از سوي ديگر درمييابيم که در زماني سال با اول تابستان شروع ميشده ولي نه با تيرماه بلکه با فروردين ماه .بيروني اول سال ايرانيان را در فروردين و در انقلاب صيفي ميداندو اعياد خوارزمي نيز مويداين مدعاست .مسعودي در التنبيه والاشراف گويد : آغاز سال ايرانيان در اول تابستان و مهرگان در آغاز فصل زمستان بوده است.در نوروزنامه منسوب به خيام آمده : فروردين آن روز (سي سال گذشته از پادشاهي گشتاسب که زردشت بيرون آمد) آفتاب باول سرطان قرار کرد و جشن کرد.در کتابالتاج منسوب بحاحظ آمده : نوروز و مهرگان دو فصل سال هستند : مهرگان دخول زمستان و فصل سرماست و نوروز اذن دخول فصل گرماست . هنگام جشن قرايني در دست است که ميرساند اين جشن در عهد قديم يعني بهنگام تدوين بخش کهن و اوستا نيز در آغاز برج حمل يعني اول بهار برپا ميشده و شايد بنحوي که اکنون بر ما معلوم نيست آنرا در اول برج مزبور ثابت نگاه ميداشتند. چنانکه از تواريخ برميايددر عهد ساسانيان نوروز يعني روز اول سال ايراني و نخستين روز فروردين ماه - در اول فصل بهار نبود بلکه مانند عيد فطر و عيد اضحي در ميان مسلمانان آن هم در فصول ميگشت (منتهي نه بدان سرعت که اعياد عربي ميگردند).در سال يازدهم هجرت که مبدا تاريخ يزدگردي و مصادف با جلوس يزدگرد پسر شهريار آخرين شاهنشاه ساساني است نوروز در شانزدهم حزيران رومي (ژوئن فرنگي) - يعني نزديک باول تابستان - بودو از آن تاريخ باين طرف بتدريج هر چهار سال يک روز عقب تر ماندتا در حدود سال 392 هجري قمري نوروز نوروز و مهرگان دو فصل باول حمل رسيد.در سال 467 هجري قمري نوروز در 23 برج حوت - يعني 17 روز بپايان زمستان مانده واقع بود در اين هنگام جلال الدين ملکشاه سلجوقي ترتيب تقويم جديد جلالي را بنانهاد ونوروز را در روز اول بهار که موقع نجومي تحويل آفتاب به برج حمل است قرارداده ثابت نگاهداشت بدين طريق که قرارشد در هر چهار سال يکبار سال را 366 روز محسوب دارند و پس از تکرار اين عمل هفت بار - يعني پس از هفت مرتبه چهار سال (يا 28 سال) بار هشتم بجاي اينکه سال چهارم را 366 روز حساب کنندبا سال پنجم (يعني در واقع با سال سي و سوم از آغاز عمل) اين معامله رابکنندو بدين ترتيب روي هم رفته سال جلالي نزديکترين سالهاي دنيا بسال شمسي حقيقي که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 64 ثانيه است ميباشد.ايرانيان باستان جشني داشته اند بنام فروردگان و آن ده روز طول ميکشيده .فروردگان که در پايان سال گرفته ميشدظاهرا در واقع روزهاي عزا و ماتم بوده نه جشن شاديچنانکه بيروني راجع بهمين روزهاي آخر سال در نزد سغديان گويد: در آخر ماه دوازدهم } حشوم { اهل سغد براي اموات قديم خود گريه و نوحه سرايي کنند و چهره هاي خود را بخراشندو براي مردگان خوردنيها و آشاميدنيها گذارند.و ظاهرا بهمين جهت جشن نوروز که پس از آن ميايد روز شادي بزرگ بوده است (علاوه بر آنکه جشن آغاز سال محسوب ميشده) . در داستانهاي ملي - فردوسي که بدون شک مواد شاهنامه خود را معالواسطه از خداينامک و ديگر کتب و رسايل پهلوي اتخاذکرده اندر پادشاهي جمشيد گويد: بفرکياني يکي تخت ساخت چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت که چون خواستي ديو برداشتي ز هامون بگردون برافراشتي چو خورشيد تابان ميان هوا نشسته برو شاه فرمانروا جهان انجمن شد بر تخت اوي فرومانده از فره بخت اوي بجمشيد بر گوهر افشاندند مرآن روز را روز نو خواندند سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن دل زکين بزرگان بشادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار. وجه تسميه - از همين داستان که بيروني آنرا نيز نقل کرده نيک برميايد که نوروز را بمعني } روز نو و تازه { يعني روزي که سال نو بدان آغازگرددميدانستند.ابوريحان در التفهيم گويد: از رسمهاي پارسيان نوروز چيست ک نخستين روز است از فروردين ماه وزين جهت روز نو نام کردندزيراک پيشاني سال نواست .درباره پيدايش نوروز افسانه هاي بسيارنقل شده که هر چند اساطيري است اما از تواتر آن اخبار وجه تسميه نوروز و همچنين قدمت انتساب آن باعصار آريايي نيک آشکارميگردد.نوروز عامه و نوروز خاصه - جشن نوروز فقط در روز اول فروردين ماه برپا نميشده بلکه چند روز دوام مييافته .ابوريحان در التفهيم پس از ذکر نخستين روز فروردين : و آنچه از پس اوست از پنج روز همه جشنهاست و ششم فروردين ماه نوروز بزرگ استزيراکه خسروان بدان پنج روز حقهاي حشم و گروهان بگزارندي و حاجتها رواکردندي .آنگاه بدين روز ششم خلوت کردندي خاصگانرا.و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين است که اول روزيست از فرنامه (زمانه خ) و بدو فلک آغازيدگرديدن. شهمردان رازي در روضه المنجمين آرد : نوروز بزرگ - آنچه معروف است آن دانند که خسروان چون نوروز بودي بر تخت نشستندي و پنج روز رسم بودي که حاجت مردم رواکردندي و عطاهاي فراوان دادندي و چون اين پنج روز بگذشتي بلهوکردن و باده خوردن مشغول شدندي.پس اين روز از اين سبب بزرگ کردندي و گفته اند که آن روزيست که جمشيد مردم را بشارت دادي به بيمرگي وتندرستي وآموزندگي و گويند که هم اندرين روز بود که کيومرث.. ديو را بکشت و بسيار گونه گفته اندلکن چون درستي آن ندانم بدين اختصار شد. برخي در ضمن شرح رسوم درباري مدت اين جشن را يک ماه نوشته اندو گروهي پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه را نوروز خاصه ناميده اند.بديهي است اگر فيالمثل در دربار شاهنشاهان ساساني يک ماه جشن برپا ميشده اين امر مستلزم آن نبودکه همه مردم يک ماه تمام را جشن بگيرندبلکه در پنج روز اول همگي جشن برپا ميکردند.نوروز خاصه را } نوروز بزرگ { و } جشن بزرگ { و } نوروز ملک { هم خوانده اند.در پنج روزاول فروردين حقهاي حشم و لشکر را ميگزاردند و حاجت آنان رواميکردند و چو نوروز بزرگ ميرسيد زندانيان را آزادميکردند و مجرمان را عفومينمودند و بعشرت ميپرداختند.بنابر قول جاحظ در زمان جمشيد و بگفتار بيروني پس از وي و بنظر محققان معاصربهنگام شاهنشاهي ساسانيان فروردين ماه بشش بخش تقسيم ميشده که پنج روز اولي را شاهنشاه باشراف و پنج روز دوم را ببخشش اموال و دريافت هديه هاي نوروز و پنجه سوم را بخدم خود و چهارم را بخواص خويش و پنجم را بلشکريان و ششم را برعايا اختصاص ميداد. نخستين پادشاهي که دو قسمت نوروز عامه و خاصه را بهم پيوست و همه ايام مابين آنرا جشن گرفت هرمز پسر شاهپور بود. نوروز در ايران پيش از اسلام - از آنچه گفته شدظشکارگرديد که نوروز از مراسم بسيار کهن ايرانيان آريايي است .اگر چه در اوستا از نوروز نامي نيست ولي برخي از کتابهاي ديني پهلوي از نوروز و مراسم ايرانيان باستان يادکرده اند.در بندهش بزرگ و نيز درصد در بندهش آمده : زرتشت سه بار با } هوو } { ياهوگوي { (نام زن زرتشت دختر فرشوشترو او برادر جاماسپ و او وزيرکي گشتاسپ بود) نزديک شدو هر بار نطفه اي ازو بر زمين افتادو اين سه نطفه تحت مراقبت ايزد اناهيته (ناهيد) در درياچه کسوه (آنرا با } زره { } هامون { تطبيق کرده اند) نهاده شده .در آنجا کوهي است بنام } کوه خدا { که جايگاه گروهي از پارسايان است.هر سال در نوروز و مهرگان اين مردم دختران خود را براي آب تني در درياچه مزبور ميفرستندزيرا زرتشت بدانان گفته است که از دختران ايشان اوشيدر و اوشيدرماه و سوشيان (موعودان سه گانه مزديسنا) بوجودخواهندآمد.بطورکلي ازمراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشي واشکاني اطلاعات دقيقي در دست نيست و بعکس از عصر ساساني اطلاعات گرانبها موجوداست که خلاصه آنها در ذيل نقل ميشود: در بامداد نوروز شاهنشاه جامه اي که معمولااز برديماني بود بر تن ميکردو زينت بر خود استوار ميفرمود و به تنهايي در دربار حاضرميشد و شخصي که قدم او را بفال نيک ميگرفتند برشاه داخل ميشد.در نوروزنامه آمده : آمدن موبد موبدان و نوروزيظوردن آيين ملوک عجم ازگاه کيخسرو تا بروزگار يزجرد که آخر ملک عجم بودچنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بيگانه موبد موبدان پيش ملک آمدي با جام زرين پر مي و انگشتري و درمي و ديناري خسرواني و يک دسته خويد سبز رسته و شمشيريو تير وکمان و دوات و قلم واسپي و غلامي خوبرويو ستايش نمودي ونيايش کردي او را بزبان پارسي بعبارت ايشان .چون موبد موبدان از آفرين بپرداختي پس بزرگان دولت درآمدندي و خدمتها پيش آوردندي.آفرين موبد موبدان بعبارت ايشان: شهاخ بجشن فروردين بماه فروردين ظزادي گزينبروان و دين کيان سروش آورد ترا دانايي و بينايي بکارداني و دير زيو باخوي هژيرو شادباش بر تخت زرين وانوشه خور بجام جمشيد و رسم نياکاندر همت بلند و نيکوکاري و ورزش داد و راستي نگاهدار.سرت سبزباد و جواني چو خويد.اسبت کامگار و پيروز و تيغت روشن و کاري بدشمن و بازت گيراو خجسته بشکارو کارت راست چون تيروهم کشوري بگيرنوبر تخت با درم و دينار پيشت هنري و داناگرامي و درم خوارو سرايت آباد و زندگاني بسيار.چون اين بگفتي چاشني کردي و جام بملک دادي و خويد در دست ديگر نهادي و دينار و درم در پيش تخت او بنهادي .و بدين آن خواستي که روز نو و سال نو هرچه بزرگان اول ديدار چشم بر آن افکنندتا سال ديگر شادمان و خرم با آن چيزها در کامراني بمانند و آن بريشان مبارک گرددکه خرمي و آباداني جهان درين چيزهاست که پيش ملک آوردندي . و اين رسم بود در عصر خلفاي اسلام نيز ادامه يافت . مالياتهاي کشوري در روزگار ساسانيان در نوروز افتتاح ميشد (کتاب التاج چاپ مصر ص 146) و يکي از جهات اصلاح تقويم و کبيسه قرار دادن سالهاي پارسي بتوسط متوکل و معتمد با ... همين امربود (آثار الباقيه ص 31) در هريک از ايام نوروز پادشاه بازي سپيد پرواز ميداد و از چيزهايي که شاهنشاهان در نوروز بخوردن آن تبرم مي جستند اندکي شير تازه و خالص و پنير نو بود و در هر نوروزي براي پادشاه با کوزه اي آهنين يا سيمين آب برداشته ميشد . در گردن اين کوزه قلاده اي قرار ميدادند از ياقوتهاي سبز که در زنجيري زرين گذشته و بر آن مهره هاي زبرجدين کشيده بودند . اين آب را دختران دوشيزه از زير آسيابها بر ميداشتند (المحاسن و الاضداد ص 234). جاحظ پس ازين قول نوشته که چون نوروز بشنبه ميافتاد پادشاه ميفرمود که از رئيس يهوديان چهار هزار درهم بستانند و کسي سبب اين کار را نميدانست جز اينکه اين رسم بين ملوک جاري شده و مانند جزيه گرديده بود . بيست و پنج روز پيش از نوروز در صحن دايره المعارف دوازده ستون از خشت خام برپا ميشد که بر ستوني گندم و بر ستوني جو و و بر ستوني برنج و بر ستوني باقلي و بر ستوني کاجيله و برستوني ارزن و بر ستوني ذرت و بر ستوني لوبيا و بر ستوني نخود و بر ستوني کنجد و بر ستوني ماش ميکاشتند و اينها را نميچيدند مگر بغنا و ترنم و لهو . در ششمين روز نوروز اين حبوب را ميکندند و ميمنت را در مجلس ميپراگندند و تا روز مهر از ماه فروردين ( 16 فروردين) آنرا جمع نميکردند (چنانکه اکنون در ايران کاشتن سبزيهاي مختلف پيش از عيد و چيدن آن در روز سيزدهم سال معمولست) . اين حبوب را براي تفال ميکاشتند و گمان ميکردند که هريک از آنها که نيکو تر و بارور تر شود محصولش در آن سال فراوادن خواهد بود و شاهنشاه بنظر کردن در جو بويژه تبرک ميجست (المحاسن الاضداد ص 234) . شاه در اين روزها بار عام ميداد و ترتيب آنرا بطرق گوناگون نوشته اند : ابوريحان گويد که اول فروردين (نوروز عامه) چنين بود که شاه بروز اول نوروز ابتدا ميکرد و عامه را از جلوس خويش براي ايشان و احسان بدانان مي آگاهانيد . در روز دوم باري کساني که از عامه رفيعتر بودند يعني دهگانان و اهل آتشکده ها حلوس ميکرد . در روز سوم از براي اسواران و موبدان بزرگ و روز چهارم از براي افراد خاندان و نزديکان و خاصان خود . در روز پنجم براي پسر و نزديکان خويش و بهريک از اينان در خور رتبت اکرام و انعام مينمود و چون روز ششم فرا ميرسيد از اداي حقوق مردم فارغ ميشد و از اين پس نوروزآن خود او بود و ديگر کس جز نديمان و اهل انس و شايستگان خلوت بنزد او نميتوانست برود (آثار الباقيه ص 219) . همچنين در ايام نوروز نوا هايي خاص در خدمت پادشاه نواخته ميشد که مختص همان ايام بود در بامداد نوروز مردم بيکديگر آب ميپاشيدند و اين رسم در قرنهاي نخستين اسلامي نيز رايج بوده است . ديگر هديه دادن شکر متداول بود . نويسندگان اسلامي براي علت اين دو امر افسانه هايي چند نقل کرده اند که از ذکر آنها صرف نظر ميشود همچنين در شب نوروز آتش بر مي افروختند (بلوغ الارب ج 1 ص 386) . و اين رسم تا عهد عباسيان نيز (در بين النهرين) ادامه يافت و تحسين کسي که اين رسم را نهاد هرمز د شجاع پسر شاپور پسر اردشير بابکان است (آثار الباقيه ص 218) نوروز در عصر خلفا - در دربارهاي نخستين خلفاي اسلام بنوروز اعتنايي نداشتند ولي بعدها خلفاي اموي براي افزودن در آمد خود هداياي نوروز را از نو معمول داشتند . بني اميه هديه اي درعيد نوروز بر مردم ايران تحميل ميکردند که در زمان معاويه مقدار آن به 5 تا 10 ميليون درهم بالغ ميشد (تمدن اسلامي جرجي زيدان ج 2 ص 22) و اميران ايشان براي جلب منافع خود مردم را باهدا ء تحف دعوت ميکردند (نخستين کسي که در اسلام هداياي نوروز و مهرگان را رواج داد حجاج بن يوسف بود) . اندکي بعد اين رسم نيز از طرف خلفاي مزبور بعنوان گران آمدن اهدا ء تحف بر مردم منسوخ گرديد . (زمان عمر بن عبد العزيز . بلوغ الارب ج 1 ص 387) ولي در تمام اين مدت ايرانيان مراسم جشن نوروز را برپا ميداشتند . در نتيجه ء ظهور ابو مسلم خراساني و روي کار آمدن خلافت عباسي و نفوذ برمکيان و ديگر وزراي ايراني و تشکيل سلسله هاي طاهريان و صفاريان جشنهاي ايران از نو رونق يافتند . گويندگان درباره ء آنها قصايد پرداختند و نويسندگان مانند حمزه بن حسن اصفهاني مولف ((اشعار السائره في النيروز و المهرجان)) آنها را مدون ساختند (آثار الباقيه ص 31) . آثار و قرايني که در دستست ميرساند پس از اسلام همواره جشن نوروز برپا ميشده است و مراسم آن با تصرفات و تغييراتي از عهدي بعهد ديگر منتقل ميگرديده است تا عصر حاضر که آن بزرگترين جشن ملي ايرانيان محسوب ميشود - 2 يکي از نغمات موسيقي قديم ايراني که بقول صفي الدين ارموي در مقام سه گانه نواخته ميشده (حسينعلي ملاح . مجله ء موسيقي شماره ء 97 ص 31 - 30) يا ترکيبات اسمي : نوروز اصل . يکي از آوازهاي شش گانه ء قدما (گواشت گردانيا سلمک نوروز اصل مايه و شهناز) . اين آواز با عراق زير افکنده اصفهان و حسيني مناسب است . يا نوروز بزرگ . - 1 نوروز خاصه - 2 گوشه ايست از آواز در موسيقي قديم : : نوروز کيقبادي : ((نوروز بزرگم بزن اي مطرب امروز زيرا که بود نوبت نوروز به نوروز .)) (منوچهري) يا نوروز بياتي . يکي از شعب بيست و چهار گانه ء موسيقي قدما و آن پنج نغمه است و از طرفين نغمات براي تزيين بر آن اضافه کنند . لحن آن محزون و رقت انگيز باشد و بحجازي و بوسليک نزديک شود . اين شعبه با عشاق مناسب است . يا نوروز جلالي . جشن نوروز که در زمان جلال الدين ملکشاه طبق تقويم جلالي در آغاز برج حمل تثبيت شده : ((مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش که بخشد جرعه ء جامت جهان را ساز نوروزي)) (حافظ . 318) يا نوروز خارا . نوروز خردک . يا نوروز خاصه . جشني که از ششم فروردين ببعد در دنباله ء نوروز عامه برپا ميداشتند . در اين ايام شاهان زندانيان را آزاد و مجرمان را عفو ميکردند و بعشرت مي پرداختند . يا نوروز خردک . نغمه ايست که در آواز راست پنجگاه و آواز همايون نواخته ميشود : نوروز کوچک نوروز خارا. يا نوروز صبا . نغمه ايست که در همايون و راست پنجگاه نواخته ميشود . يا نوروز عامه . جشن پنج روز اول ماه فروردين . درين پنج روز شاهان حقهاي حشم و لشکر را ميگزاردند و حاجت آنان روا ميکردند . يا نوروز عجم . شعبه ايست از موسيقي قديم مناسب با حسيني که در راست پنجگاه نواخته شود . يا نوروز عرب . نغمه ايست که در همايون راست پنجگاه نواخته ميشود . يا نوروز کوچک (نوروز خردک) . يا نوروز کيقبادي (نوروز بزرگ) : ((دستانهاي چنگش سبزه ء بهار باشد نوروز کيقبادي و آزاد وار باشد .)) (منوچهري) knead, train, noorz دلك، عجن، جبل مخلوط کردن، خمیر کردن، مالیدن، خمیر درست کردن، ورزیدن، سرشتن، ورزش کردن، تعلیم دادن، مشق کردن، تربیت کردن، پروردن
کلمه «نورز» به معنای «نوروز» نیست، و ممکن است یک اشتباه تایپی باشد. اگر منظورتان «نوروز» (سال نو ایرانی) است، میتوانیم درباره قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه بحث کنیم. در غیر این صورت، لطفاً اطلاعات بیشتری بدهید تا بهتر بتوانم کمک کنم.
اگر منظور نوروز است، به چند نکته دربارهی استفاده و نگارش آن اشاره میکنم:
نگارش صحیح: کلمه «نوروز» باید به همین شکل نوشته شود و از نوشتن آن به صورتهای دیگر (مثل نورز) پرهیز شود.
علامتگذاری: برای اشاره به نوروز در متون رسمی، میتوانید از نشانهها و علامتهای نگارشی مناسب استفاده کنید، مثلاً: «نوروز، جشن سال نو ایرانیان است.»
قواعد استفاده: کلمه «نوروز» در فارسی یک اسم خاص است و معمولاً با حرف بزرگ نوشته میشود، به ویژه در آغاز جملات.
معانی و مفاهیم: نوروز تنها به عنوان آغاز سال نو شناخته میشود، بلکه نماد تجدید حیات، دوستی، و صلح نیز هست. در نوشتارهای فرهنگی، میتوانید به ابعاد مختلف نوروز اشاره کنید.
در صورتی که سوال دیگری دارید یا به نکته خاصی اشاره میکنید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
هر ساله به مناسبت نوروز، خانوادهها دور هم جمع میشوند و جشن میگیرند.
در روز نوروز، بسیاری از مردم به خانههای دوستان و بستگان خود میروند و تبریک میگویند.
سفره هفتسین یکی از زیباترین سنتهای نوروز است که نمادهای مختلفی از فراوانی و خوشبختی را نشان میدهد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر