جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
ترکیب:
(اسم) [عربی: اَوج، معرب، مٲخوذ از سنسکریت، مقابلِ حضیض]
مختصات:
( اَ ) [ معر. ] (اِ.)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'owj
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
10
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
climax|pinnacle , culmination , zenith , top , apex , apogee , crescendo , summit , acme , pitch , high tide , noontide , meridian , tip-top , peak
ترکی
tepe
فرانسوی
haut
آلمانی
spitze
اسپانیایی
arriba
ایتالیایی
superiore
عربی
ذروة|قمة , أوج , رعشة الجماع , قمة التهيج الجنسي , قمة المجد , الجزء الأخير , سن الشيخوخة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اوج" به معنای بلندترین یا بالاترین نقطه، در زبان فارسی کاربردهای متعددی دارد. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی و معنایی پیرامون این کلمه اشاره میکنم:
مفهوم: "اوج" به معنای حداکثر یا بالاترین حد در یک زمینه خاص است. به عنوان مثال، میتوانیم بگوییم "اوج موفقیت" یا "اوج هیجان".
نحوهی استفاده در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم در جملات به کار برود. به عنوان مثال:
"او در اوج خود به موفقیتهای زیادی دست یافت."
"این فیلم در اوج خود بهترین اثر سینمایی سال شد."
قید و صفت: میتوان با استفاده از کلمات دیگر اوج را به صورت قید یا صفت به کار برد، مثلاً "اوج زیبایی"، "اوج خلاقیت".
همنشینی: معمولاً "اوج" با کلماتی چون "موفقیت"، "شادی"، "خود"، "هیجان"، و "فشار" به کار میرود و شکلهایی از ترکیب را ایجاد میکند.
تلفظ: "اوج" به صورت /owj/ تلفظ میشود و باید به این نکته توجه داشت که در نوشتار، حروف نرم و صحیح استفاده شود.
نکات نگارشی: در نگارش متون، "اوج" باید در متن به درستی و با توجه به معنیاش به کار برود و از استفادهی بیمورد آن پرهیز شود.
حالتهای مختلف: "اوج" ممکن است در جمع نیز به صورت "اوجها" به کار رود، اگرچه کمتر رایج است.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی و به طور موثری از کلمه "اوج" در متون خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "اوج" در جمله آورده شده است:
در اوج فصل تابستان، دما به بیشترین حد خود میرسد.
اوج این کنسرت در اجرای آهنگ معروف خواننده بود.
وقتی به اوج موفقیت رسید، همه به تلاش و ارادهاش افتخار کردند.
در اوج فرهنگ و تمدن ایرانی، هنر و علم به طور چشمگیری شکوفا شد.
این فیلم در اوج داستان خود به یک نقطه عطف جذاب میرسد.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: منتها درجه، راس، ذروه، منتهی درجه، قله نوک تیز، برج، حد اعلی، سمتالراس، بالاترین نقطه آسمان، تاپ، نوک، تارک، راس زاویه، سر، اعلی درجه، نقطهء اوج، نقطهء کمال، قوی شدن صدا بطور تدریجی، بحران، مرتفعترین نقطه، گام، قیر، استقرار، پرتاب، دانگ صدا، حد اعلای مد دریا، روز سرور و شادی، روز جشن، ظهر، بالاترین نقطه، نیم روز، خط نصف النهار، دایره طول، درجه کمال
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر