جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: - 1 سر گرم شدن ببازي . - 2 مشغول شدن بچيزي سر گرم شدن بچيزي گذراندن وقت . - 3 قمار کردن . play, twiddle, sport, toy, act, disport, move, perform, to play لعب، عزف، لعب دور، لعب مع، تلاعب، تنافس، مثل، تلاعب بالألفاظ، تسلى، بارى، حرك حجر الشطرنج، إشترك في لعبة، مسرحية، تمثيل، طريقة اللعب، تسلية، تمثيلية، مسابقة، لعبة، يلعب نواختن، زدن، تفریح کردن، الت موسیقی نواختن، رل بازی کردن، ور رفتن، بارامی دست زدن، وررفتن، تکان دادن، با ساعت مچی و غیره بازی کردن، عمل کردن، رفتار کردن، کنش کردن، کار کردن، جان دادن، حرکات نشاط انگیز کردن، خوشی کردن، حرکت دادن، حرکت کردن، جنبیدن، بجنبش دراوردن، انجام دادن، اجرا کردن، بجا آوردن، کردن، نمایش دادن
play|twiddle , sport , toy , act , disport , move , perform , to play
عربی
لعب|عزف , لعب دور , لعب مع , تلاعب , تنافس , مثل , تلاعب بالألفاظ , تسلى , بارى , حرك حجر الشطرنج , إشترك في لعبة , مسرحية , تمثيل , طريقة اللعب , تسلية , تمثيلية , مسابقة , لعبة , يلعب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بازی کردن" در زبان فارسی به معنای انجام یک فعالیت تفریحی و سرگرمکننده است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
همنشینی با دیگر کلمات: "بازی کردن" معمولاً به عنوان فعل استفاده میشود و میتواند با مفعول و قیدهای مختلف همراه شود. مثلاً:
"کودکان در پارک بازی میکنند."
"او هر روز فوتبال بازی میکند."
صرف فعل: این عبارت ممکن است در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
زمان حال: "من بازی میکنم."
زمان گذشته: "من بازی کردم."
زمان آینده: "من بازی خواهم کرد."
پیشوند و پسوند: میتوان با افزودن پیشوندها و پسوندها به "بازی کردن" معانی مختلفی به آن داد. مانند:
"بازیکردن"
"بازیگر"
"بازیابی"
نکات نگارشی: در نوشتن "بازی کردن"، باید توجه داشت که "بازی" اسم و "کردن" فعل بوده و باید به صورت جدا نوشته شوند.
سمت و سو: بسته به context و نوع متن، ممکن است به بازیهای خاص اشاره کند؛ برای مثال: "بازیهای رایانهای"، "بازیهای سنتی"، و...
تلفظ: در مکالمات غیررسمی، ممکن است به شکل "بازی کن" خطاب به فرد دیگر استفاده شود.
با رعایت این نکات، میتوان به شکل درست و مؤثری از "بازی کردن" در نوشتهها و مکالمات استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
بچهها در پارک مشغول بازی کردن با توپ هستند.
ما همواره در روزهای تعطیل به بازی کردن با دوستانمان میپردازیم.
بازی کردن در کنار خانواده میتواند لحظات شاد و خاطرهانگیزی را رقم بزند.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: نواختن، زدن، تفریح کردن، الت موسیقی نواختن، رل بازی کردن، ور رفتن، بارامی دست زدن، وررفتن، تکان دادن، با ساعت مچی و غیره بازی کردن، عمل کردن، رفتار کردن، کنش کردن، کار کردن، جان دادن، حرکات نشاط انگیز کردن، خوشی کردن، حرکت دادن، حرکت کردن، جنبیدن، بجنبش دراوردن، انجام دادن، اجرا کردن، بجا آوردن، کردن، نمایش دادن
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر