باغی
licenseمعنی کلمه باغی
معنی واژه باغی
اطلاعات بیشتر واژه | |||
---|---|---|---|
مترادف | سركش، نافرمان، ياغي، ظالم، بستاني، بوستاني | ||
متضاد | رام، فرمانبردار صحرايي، بياباني | ||
انگلیسی | garden | ||
عربی | حديقة، بستان، جنة، جنينة، روضة، حديقة عامة، شجر، عمل في البستان | ||
ترکی | bir bahçe | ||
فرانسوی | un jardin | ||
آلمانی | ein garten | ||
اسپانیایی | un jardín | ||
ایتالیایی | un giardino | ||
مرتبط | بستانی، باغ | ||
تشریح نگارشی | تشریح نگارش (هوش مصنوعی) کلمه "باغی" در زبان فارسی به عنوان صفت به کار میرود و به معنای مربوط به باغ یا ویژگیهای باغ است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه، نکات زیر مهم هستند:
با توجه به این نکات، میتوان از "باغی" به درستی در جملات استفاده کرده و به نگارش صحیح و زیبا کمک کرد. | ||
مثال برای واژه | مثال برای واژه (هوش مصنوعی) البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "باغی" در جمله آورده شده است:
امیدوارم این جملات به شما کمک کند! | ||
واژه | باغی | ||
معادل ابجد | 1013 | ||
تعداد حروف | 4 | ||
تلفظ | bāqi | ||
نقش دستوری | صفت | ||
ترکیب | (صفت) [عربی، جمع: بُغاة] [قدیمی] | ||
مختصات | (اِفا.) | ||
آواشناسی | bAqi | ||
الگوی تکیه | WS | ||
شمارگان هجا | 2 | ||
منبع | فرهنگ فارسی هوشیار | ||
نمایش تصویر | معنی باغی | ||
پخش صوت |
سرکش، نافرمان کلمه "باغی" در زبان فارسی به عنوان صفت به کار میرود و به معنای مربوط به باغ یا ویژگیهای باغ است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مربوط به این کلمه، نکات زیر مهم هستند: جنس و عدد: کلمه "باغی" به صورت مفرد و میتواند برای هر دو جنس مذکر و مؤنث به کار برود. نحوهی ترکیب: "باغی" میتواند به عنوان صفت به کار رود و با اسمهای مختلف ترکیب شود. مثلاً: نقطهگذاری: در نوشتن جملات، باید توجه داشت که پس از "باغی" در صورتی که جملات متممی یا توضیحی بعد از آن بیاید، باید از ویرگول یا سایر نشانههای نگارشی مناسب استفاده کنیم. مثال در جملات: با توجه به این نکات، میتوان از "باغی" به درستی در جملات استفاده کرده و به نگارش صحیح و زیبا کمک کرد. البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "باغی" در جمله آورده شده است: امیدوارم این جملات به شما کمک کند!
سركش، نافرمان، ياغي، ظالم، بستاني، بوستاني
رام، فرمانبردار صحرايي، بياباني
garden
حديقة، بستان، جنة، جنينة، روضة، حديقة عامة، شجر، عمل في البستان
bir bahçe
un jardin
ein garten
un jardín
un giardino
بستانی، باغ