جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: -1 از ميان بردن نابود کردن . -2 رسم و عادتي را از بين بردن قانون و مقرراتي را ملغي کردن . -3 منقرض کردن (پادشاهي دولت سلسله) . abolish, overthrow, deracinate, destroy, exterminate, nullify, overturn, subvert, take down ألغى، أبطل، ألغى بطل، إلغاء devirmek démonter notieren derribar prendere nota منسوخ کردن، از میان بردن، بر انداختن، موقوف کردن، سرنگون کردن، بهم زدن، منقرض کردن، مضمحل کردن، قلع کردن، از ریشه در اوردن، نابود کردن، از بین بردن، خراب کردن، ویران کردن، کشتن، دفع افات کردن، منهدم کردن، بکلی نابود کردن، خرد کردن، بی اثر کردن، خنثی کردن، لغو کردن، خنثی نمودن، واژگون کردن، چپه کردن یا شدن، واژگون ساختن، درون واژگون سازی کردن، خرابکاری کردن
abolish|overthrow , deracinate , destroy , exterminate , nullify , overturn , subvert , take down
ترکی
devirmek
فرانسوی
démonter
آلمانی
notieren
اسپانیایی
derribar
ایتالیایی
prendere nota
عربی
ألغى|أبطل , ألغى بطل , إلغاء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "برانداختن" از دو بخش "بر" و "انداختن" تشکیل شده است. در زبان فارسی این کلمه به معنای "کنار گذاشتن" یا "از میان برداشتن" است و بیشتر در متون ادبی یا رسمی استفاده میشود. در زیر نکاتی درباره استفاده و نگارش این کلمه آورده شده است:
نحوه نگارش: کلمه "برانداختن" باید به صورت صحیح نوشته شود و هیچ یک از حروف آن حذف یا اضافه نشود.
صرف فعل: "برانداختن" یک فعل است و بسته به زمان و فاعل، باید صرف شود. مثال:
من برانداختم
تو برانداختی
آنها برانداختند
جملات مثال:
او تصمیم به برانداختن ناپاکیها گرفت.
تاریخ برخی از حکومتها را برانداخته است.
استفاده در متون ادبی: این کلمه در شعر و نثر فارسی به منظور بیان مفاهیم عمیق و فلسفی به کار میرود.
توجه به سیاق: با توجه به سیاق جمله و موضوع مورد نظر، میتوان از این کلمه به شیوههای مختلف استفاده کرد.
این نکات به شما کمک میکند تا با کلمه "برانداختن" بهتر آشنا شوید و آن را به درستی و در موقعیتهای مناسب استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا سه جمله با کلمه "برانداختن" آورده شده است:
او با تلاش فراوان تصمیم به برانداختن ترسهایش گرفت و به سفر تنهایی رفت.
هدف این برنامه اجتماعی، برانداختن نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی در جامعه است.
معلم برای برانداختن مشکلات یادگیری دانشآموزان، روشهای نوین آموزشی را معرفی کرد.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید یا موضوع خاصی را مد نظر دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: منسوخ کردن، از میان بردن، بر انداختن، موقوف کردن، سرنگون کردن، بهم زدن، منقرض کردن، مضمحل کردن، قلع کردن، از ریشه در اوردن، نابود کردن، از بین بردن، خراب کردن، ویران کردن، کشتن، دفع افات کردن، منهدم کردن، بکلی نابود کردن، خرد کردن، بی اثر کردن، خنثی کردن، لغو کردن، خنثی نمودن، واژگون کردن، چپه کردن یا شدن، واژگون ساختن، درون واژگون سازی کردن، خرابکاری کردن