بشکن
licenseمعنی کلمه بشکن
معنی واژه بشکن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، اسم مصدر) ‹بشک›
مختصات:
(بِ کَ) ( اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
beSkan
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
372
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
snap | break
ترکی
kırmak
فرانسوی
casser
آلمانی
brechen
اسپانیایی
romper
ایتالیایی
rottura
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «بشکن» در زبان فارسی به دو شکل با معنای متفاوت میتواند مورد استفاده قرار گیرد:
-
فعل: «بشکن» به عنوان فعل امر از ریشه «شکستن» در معنای شکستن چیزی (مثل بشکنید یا بشکنید یک تخممرغ) استفاده میشود. مثلاً: «بشکن این تخممرغ را.»
- اسم: در بعضی از لحنها، ممکن است به عنوان اسم به کار رود، مانند "بشکن" در معنای دسر یا نوعی میانوعده.
قواعد نگارشی مرتبط:
-
جداسازی: در جملاتی که حاوی این کلمه هستند، فاصلهگذاری و جداسازی آن با سایر کلمات باید رعایت شود.
-
نشانهگذاری: در متونی که نیاز به تأکید وجود دارد، میتوان از علائم نگارشی مناسب مانند ویرگول یا دو نقطه استفاده کرد.
- پانویس یا توضیحات اضافی: اگر کلمه در متن خاصی نیاز به توضیح دارد، میتوان توضیحات را در پانویس یا داخل پرانتز قرار داد.
بهطور کلی، استفاده صحیح از کلمه «بشکن» بستگی به بافت و معنای جمله دارد و باید قواعد کلی نگارش فارسی رعایت شود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "بشکن" آورده شده است:
- لطفاً این چراغ را بشکن تا نور بیشتری به اتاق بتابد.
- وقتی که آهنگ شاد پخش میشود، همه شروع به بشکن زدن میکنند.
- اگر یه کاسه بشکنه، باید با احتیاط آن را جمع کنی تا آسیب نبینی.
- در جلسهی امروز، مدیر درخواست کرد که پیشداوریها را بشکنیم و با ذهنی باز به مسائل نگاه کنیم.
- بچهها، اول کاردستیهاتون رو بسازید، بعد آنها را بشکنید و با هم به اشتراک بگذارید.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!
