جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: گوسفند سه يا چهار ساله ء نر. (اسم) آنچه باتش پزند تا در خور استفاده گردد آنچه باتش گرم و نرم و قابل خوردن شده طبخ شده مقابل خام نپخته . -2 رسيده يانع نضيج مقابل نارسيده نرسيده نارس خام کال. يا ميوه ء پخته . ميوه رسيده . -3 تمام کامل بي عيب و نقص -4 آنکه از افراط و تفريط انديشه بيرونستظزموده با تدبيرنيک انديشيده جا افتاده مجرب گران سنگ محتاط فهميده . سنجيده منتبه . يا مرد زن پخته . مرد زن مجرب . -5 دانا عاقل . -6 واصل . جمع: پختگان . يا پختگان حقيقت . دانايان اسرار واصلان حق . -7 رنگي که بحد اشباع رسيده باشد . -8 گل شکل گرفته پس از بيرون آمدن از کوره مقابل خام . يا خط پخته . خطي نيکو که از روي تعليم و دستور باشد که صاحب آن بسيار کتابت کرده باشد . يا زر پخته . که از غل و غش پاک کرده باشند زر گداخته زرناب . يا کاغذ پخته . کاغذي که آهار و مهره داشته باشد . يا نان پخته . نعمتي که با رنج بدست آمده باشد : خدا نان پخته اي برايش رسانده .يا نوشته (کتاب) پخته . که مطالب آن با تحقيق و مطالعه ء دقيق نوشته شده باشد . 1- مطبوخ
2- آزموده، حاذق، كارآمد، مجرب، مدبر
3- آماده، تمام، رسا، كامل
4- رسيده، منضوج خام baked,ripe مخبوز، محمص، خبيز، خبز pişmiş cuit gekocht cocido cucinato
کلمه "پخته" در زبان فارسی به معنای "پخته شده" و به طور کلی به حالتی اشاره دارد که غذایی به طور کامل و مناسب آماده شده است. این کلمه دارای چندین کاربرد و قاعده نگارشی است:
نحوهٔ نگارش: کلمه "پخته" به صورت صحیح و با املای درست نوشته میشود. توجه به حروف صدادار و بیصدا در این کلمه مهم است.
جنس و شمار: "پخته" به عنوان صفت، میتواند به تنهایی یا به عنوان صفت توصیفی با اسمهای جمع و مفرد به کار رود. به عنوان مثال:
"آبجوش با برنج پخته"
"سبزیپختهها"
قواعد صرفی: این کلمه میتواند در جملات به عنوان صفت (مثل "خورشت پخته") یا به عنوان قسمتی از واژههای دیگر (مثل "پختن") به کار رود.
کاربرد در جملات: استفاده از "پخته" در جملات مختلف ممکن است بسته به معنا و زمینه متفاوت باشد. به عنوان مثال:
"برنج پخته خوشمزه است."
"او غذای پخته را بهتر میپسندد."
قیدها و قضاوتها: میتوان "پخته" را با قیدهایی مانند "بهطور کامل" یا "بهخوبی" توصیف کرد، مانند:
"غذا بهخوبی پخته شده است."
با توجه به این نکات، میتوان به نحوه صحیح استفاده از کلمه "پخته" در متنهای فارسی تسلط پیدا کرد و از آن بهدرستی بهره برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پخته" در جمله آورده شده است:
برنجی که امروز پختهام، بسیار خوشمزه شده است.
او برای شام یک خورشت پخته و خوشرنگ درست کرد.
میوهها را باید قبل از مصرف خوب شست و پخته شوند تا سالمتر باشند.
اگر گوشت را به مدت کافی بپزید، نرم و پخته میشود.
در کلاس آشپزی، یاد گرفتم که چگونه یک کیک پخته و دلچسب درست کنم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!