جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
كومة|مدخنة , دفتر , الكدس , مجموعة مداخن , الحزمة المشبكة , ركام من الفيشات , طائرات , تكدس , حزم , كوم , كدس , غش بورق اللعب , ملأ , جمع , وضع في الإنتظار , إختار بمحاباة , إختار بتحيز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پشته" در زبان فارسی به معنای تودهای از چیزها یا انباشتهای از مواد مختلف به کار میرود و در مواقعی به معنای صفی از اشیاء نیز استفاده میشود. برای نگارش درست و استفاده از این کلمه، چند نکتهی نگارشی و قواعدی وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد:
استفاده صحیح از کلمه: در جملات باید مطمئن شوید که کلمه "پشته" به درستی و در جای مناسب به کار رفته است. به عنوان مثال: "پشتهای از کتب در گوشه اتاق قرار داشت."
صرف و نحو: در کاربردهای مختلف، این کلمه میتواند به شکلهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً به عنوان اسم مفرد (پشته) یا جمع (پشتهها).
حروف اضافه: هنگام استفاده از کلمه "پشته"، حروف اضافه نیز میتوانند تغییر معنای جمله را تحت تأثیر قرار دهند. مثلاً: "بر روی پشتهای از چوب" vs. "در پشتهای از مواد."
نصوص وصفی: میتوانید از صفات و قیدها برای توصیف بیشتر استفاده کنید. مثلاً "پشته بزرگ"، "پشته کوچک".
علائم نگارشی: در متون نگارشی، استفاده از کاما (،) و نقطه (.) در جملات حاوی "پشته" اهمیت دارد. به عنوان مثال: "در باغ، پشتهای از برگهای درختان وجود داشت."
توجه به این نکات میتواند به بهبود نگارش شما در مورد کلمه "پشته" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پشته" در جمله آورده شده است:
روی پشتهای از برگهای خشک نشستم و به صدای طبیعت گوش دادم.
در بالای پشته کوه، مناظر زیبایی از دره قابل مشاهده بود.
پشتههای سبز چمن در پارک، محلی مناسب برای نشستن و استراحت هستند.
او یک پشته بزرگ از کتابهای نخوانده را روی میز خود قرار داده است.
در فصل بهار، پشتههای گلهای رنگارنگ در باغ جلوهای بینظیر به وجود میآورند.
اگر مثالهای بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: دسته، دودکش، توده، بسته، خرمن، کومه، کپه، انبوه، گروه، خاک ریزی، دیوار خاکی، ماهور، خرپشته، بر امدگی، برامدگی در سطح صاف، تپه کوچک، گریوه، پرندک، چرخ دستی، چرخ دوره گردها، کوه یخ، زنبه، قطعه عظیم یخ، علو، برجستگی، مقام، عالیجناب، تعالی، تپه گرد، برامدگی زمین در مرداب، نوک، قله، بالای تپه، تپه کوچک اتش فشانی، پیچ، پیچ خوردگی، عرصه خانه ومتعلقات ان، خانه رعیتی، بلندی