جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
مجلس|طاولة , لوح خشبي , مائدة , حافة , جانب , منصة المحكمة , كرتون ورق مقوى , لجنة , لوحة إعلانات , وجبة , ركب السفينة أو القطار , كسا بالواح خشبية , قدم الطعام , ركب متن السقينة , كسا بألواح خشبية , تناول طعامه , دنا من السفينة ليهاجمها , سبورة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تخته" در زبان فارسی به معنای صفحهای از چوب یا مادهای دیگر است که معمولاً برای نوشتن یا ساختن اشیاء مختلف استفاده میشود. این کلمه به تنهایی و در ترکیبها و عبارات مختلف کاربرد دارد و نگارش آن به قواعد خاصی وابسته است. در زیر به برخی نکات نگارشی مرتبط با کلمه "تخته" اشاره میکنم:
تلفظ و املای صحیح: کلمه "تخته" به صورت "تَخْتِه" تلفظ میشود و باید با "ت" و "خ" و "ت" و "ه" نوشته شود.
حروف عطف: در جملاتی که این کلمه در کنار دیگر نامها به کار میرود، لازم است قواعد مربوط به استفاده از حروف عطف مانند "و" رعایت شود. مثلاً: "تخته و گچ."
ترکیبهای لفظی: "تخته" میتواند در ترکیبهای مختلفی به کار رود، مانند "تخته سفید"، "تخته سیاه"، "تخته آشپزخانه" و غیره. در این ترکیبها، "تخته" معمولاً به عنوان اسم اصلی قرار میگیرد و واژههای دیگر به عنوان صفت.
تعریف و توضیح: اگر در متنی از "تخته" به عنوان یک واژه تخصصی استفاده میشود، بهتراست که توضیحاتی درباره نوع خاص آن (مثل تخته وایتبرد یا تخته شاسی) ارائه شود.
نقطهگذاری: در استفاده از "تخته" در جملات، باید توجه داشت که نقطهگذاری به درستی انجام شود. به عنوان مثال: "من یک تخته جدید خریدم. آن بسیار زیباست."
با رعایت این نکات، میتوان به درست نویسی و بیان معنای کلمه "تخته" در متون مختلف کمک کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "تخته" در جمله آورده شده است:
من با تخته سیاه درس میدهم.
این تختهسنگ بسیار بزرگ است و نمیتوانیم آن را جابهجا کنیم.
بچهها بر روی تخته بازی میکنند.
معلم سوالات را روی تخته نوشت.
میخواهیم تختهای برای نوشتن چکلیست خرید تهیه کنیم.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: تابلو، هيئت مدیره، اغذیه، میز غذا، غذای روی میز، قسمتی از برنامه، قسمت، واحد، تخته میز و پیشخوان مهمانخانه، الوار، تیربریده، قرص، لوحه، ورقه، سپر، حفاظ، پوشش، حامی، پوشش محافظ، دفتر کل، سنگ پهن روی گور، ملافه، پهنه، موجودی، در انبار، سهم، قنداق، سرمایه