ابدالی کردن
licenseمعنی کلمه ابدالی کردن
معنی واژه ابدالی کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
322
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
make up
عربی
تصنع | عوض , تجمل , تصالح , تزين , تراضى , حاول , إقتنع ب , صالح , لفق , ماكياج
