ثیب
licenseمعنی کلمه ثیب
معنی واژه ثیب
sayyeb
thieb
|
ثیب
مترادف:
1- بيشوهر، بيشوي، بيوه
2- پسر، عزب، مجرد
3- زن، نادختر
متضاد:
باكره، بتول، بكر، دوشيزه، عذرا
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی، مقابلِ بکر] [قدیمی]
مختصات:
(ثَ یِّ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
512
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
thieb
ترکی
thieb
فرانسوی
thieb
آلمانی
thieb
اسپانیایی
thieb
ایتالیایی
thieb
عربی
ذيب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «ثیب» در فارسی به معنای زنی است که شوهر داشته و طلاق گرفته یا بیوه شده است. این واژه در متون ادبی و علوم اسلامی، مخصوصاً در مباحث فقهی، کاربرد دارد.
قواعد نوشتاری و نگارشی برای کلمه «ثیب»:
-
استفاده صحیح:
- «ثیب» به عنوان یک اسم خاص در جملات باید به درستی و در موقعیتهای مناسب استفاده شود.
- در متون غیررسمی و گفتاری، ممکن است این کلمه کمتر استفاده شود، ولی در متون فقهی و ادبی رواج بیشتری دارد.
-
نحوه نگارش:
- کلمه «ثیب» باید به صورت کامل و بدون اعرابگذاری نوشته شود، مگر اینکه در متون آموزشی و تفسیر متن، به اعرابگذاری نیاز باشد.
- در صورت نیاز به تفکیک و توضیح، میتوان با استفاده از خط تیره یا دو نقطه کلمه را بیشتر توضیح داد، مثلاً «ثیب: زن بیوه یا مطلقه».
-
موارد صرف و نحوی:
- در جملات میتوان از «ثیب» به صورت مفعول، فاعل یا جملات وصفی بهره گرفت.
- این کلمه به صورت جمع نیز میتواند به «ثیبات» تبدیل شود.
- مثالهای استفاده:
- «اگر مردی بخواهد با یک زن ثیب ازدواج کند، باید شرایط خاصی را رعایت کند.»
- «ثیبات در جامعه به آن دسته از زنانی اطلاق میشود که تجربه زندگی مشترک داشتهاند.»
با استفاده از این قواعد و راهنماییها، میتوانید به شیوهای صحیح از کلمه «ثیب» در نگارش و صحبتهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در بازار، ثیبهای زیبا و رنگارنگی به فروش میرسیدند که همه را به خود جذب میکردند.
- مسافران در طول سفر به یادگار، یک ثیب از شهر محل زندگی خود خریدند.
- او در مراسم عروسی، ثیب سنتی خود را با افتخار بر تن کرده بود.
