جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: - 1 (مصدر) روبرو شدن برابر شدن روياروي بودن . - 2 برابر روبرو : ((بحذا ء منزل وي نزول کرد .)) - 3 (اسم) کفش . - 4 نعل . - 5 سم ستوران . جمع : احذيه . so هكذا، جدا، كذلك، كثيرا، أيضا، الى هذا الحد، إلى حد بعيد، الي هذا الحد، وكذلك، وبالتالي، لذا bu yüzden donc also entonces così
هكذا|جدا , كذلك , كثيرا , أيضا , الى هذا الحد , إلى حد بعيد , الي هذا الحد , وكذلك , وبالتالي , لذا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "حذا" در زبان فارسی به معنای "حد" یا "مرز" استفاده میشود و در متون ادبی و رسمی بیشتر به کار میرود. در زیر برخی از نکات قواعدی و نگارشی مرتبط با این کلمه آورده شده است:
نحو: "حذا" معمولاً به عنوان اسم استعمال میشود و میتواند به معنای حد و مرز مکانی یا مفهومی باشد. برای مثال: "حذا الشر" به معنای "مرز شر" استفاده میشود.
صرف و نحو: این کلمه در جملهها میتواند به عنوان فاعل، مفعول، یا مکمل به کار برود. به عنوان مثال:
"حذا علم در کتابخانه موجود است."
"او به حذا فضیلت دست یافته است."
همنشینی: "حذا" میتواند با صفات یا قیدهای مختلف همنشینی کند. برای مثال: "حذا بزرگ"، "حذا نامناسب".
نوشتار: هنگام نوشتن این کلمه باید توجه داشت که به صورت صحیح و بدون اشتباه املایی نوشته شود.
استفاده در تاریخ و ادبیات: "حذا" در متون ادبی و تاریخی به معنای مرزهای اخلاقی و اجتماعی نیز به کار میرود.
با توجه به این نکات، استفاده صحیح از "حذا" در نوشتار فارسی میتواند به وضوح و درک بیشتر مطالب کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
حذا در فرهنگ لغت به معنای حد و اندازه است که ما باید در زندگی به آن توجه کنیم.
او با حذا به یادگیری زبان جدید پرداخت و هر روز تمرین کرد.
حداء خوشحالی او از موفقیت در امتحان، به وضوح در چهرهاش نمایان بود.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر