خراشیدن
licenseمعنی کلمه خراشیدن
معنی واژه خراشیدن
xarāšidan
scratch
|
خراشیدن
مترادف:
1- خراش دادن، زخم كردن، مجروح ساختن، مجروح كردن
2- تراشيدن، زدودن، ستردن، محو كردن
3- خاريدن
4- خدشهدار كردن، مخدوش كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹خریشیدن›
مختصات:
(خَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
1165
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
scratch | scrape , scrub , chafe , erase , glance , graze , rase , scab , to scratch
ترکی
kaşımak
فرانسوی
gratter
آلمانی
kratzen
اسپانیایی
a la altura
ایتالیایی
graffiare
عربی
خدش | جلفة , خدشة , خمشة , خربشة , شج , صرير خفيف , قرصة , شطب , بدأ من الصفر , خمش , حفر بأظافره , حك جلده , انكرش , نحت , جمع , صر صريرا خفيفا , ألغى , يخدش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خراشیدن" در زبان فارسی به معنای وارد کردن خراش یا آسیب بر روی سطحی است و میتواند به صورتهای مختلفی در جملات استفاده شود. در اینجا چند نکته درباره قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه ارائه میشود:
-
صرف فعل: "خراشیدن" فعل مصدر است و میتواند به صورتهای مختلف صرف شود:
- من خراشیدم
- تو خراشیدی
- او خراشید
- ما خراشیدیم
- شما خراشیدید
- آنها خراشیدند
-
فعل در جملات: این کلمه معمولاً با مفعول به کار میرود. مثلاً:
- او دیوار را خراشید.
- بچهها روی کاغذ خراشیدند.
-
قید و صفت: میتوان از قیدهایی برای توصیف نحوه خراشیدن استفاده کرد:
- او به آرامی دیوار را خراشید.
- با قدرت خراشید.
-
نشانههای جمع و تعظیم: توجه به نشانههای جمع و تعظیم در جملات لازم است:
- آنها خاطرات را خراشیدند. (جمع)
- استاد موضوع را با دقت خراشید. (تعظیم)
- استفاده در متون ادبی: "خراشیدن" میتواند به عنوان یک تصویرسازی ادبی نیز به کار رود:
- خراشیدن تاریکی شب توسط نور ماه.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "خراشیدن" به صورت صحیح و مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی به درخت نزدیک شدم، شاخهها شروع به خراشیدن دستم کردند.
- بچهها با هیجان بر روی کاغذ خراشیدند و نقاشیهای زیبایی خلق کردند.
- صدای خراشیدن مداد روی کاغذ، به من یادآوری کرد که زمان درس خواندن فرا رسیده است.
