خستو
licenseمعنی کلمه خستو
معنی واژه خستو
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [پهلوی: âstô] ‹هستو› [قدیمی]
مختصات:
(خَ) (ص .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
1066
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
kernel | self-confessed , tired
ترکی
yorgun
فرانسوی
fatigué
آلمانی
müde
اسپانیایی
cansado
ایتالیایی
stanco
عربی
نواة | بذرة , جوهر الشىء , لباب الشىء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خستو" به معنای فرسوده، خسته یا کسل است. در نوشتار و زبان فارسی، برای استفاده صحیح و نگارشی از این کلمه، چند نکته وجود دارد:
-
نوشتار صحیح: کلمه "خستو" به همین شکل نوشته میشود و به هیچ عنوان نباید با تکیه بر سایر شکلها یا املای مختلف آن، تغییری داده شود.
-
جایگاه در جمله: کلمه "خستو" معمولاً به عنوان صفت در جملات به کار میرود. مثلاً:
- او بعد از روز طولانی و کار سخت، خستو شده است.
- آفتاب گرم تابستان باعث خستگی و خستو شدن ما شد.
-
تطبیق با قواعد زبانی: هنگام استفاده از "خستو" به عنوان صفت، باید با توجه به جنس و تعداد اسم مورد اشاره، قاعده تطابق رعایت شود:
- خستوی او (مؤنث)
- خستوی آنها (جمع)
-
تعبیرها و ترکیبات: در برخی موارد، میتوان از "خستو" در ترکیبهای دیگر نیز استفاده کرد:
- حالت خستو (بیماری یا ناتوانی)
- لحظههای خستو (دوران خستگی)
- استفاده در متون ادبی: در شعر و نثر ادبی نیز "خستو" به کار میرود و میتواند احساسات و حالتهای مختلفی را بیان کند.
توجه به این نکات به شما کمک میکند تا از این کلمه به درستی در نگارش خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- بعد از یک روز طولانی کار، او احساس خستی میکرد و به خواب عمیق فرو رفت.
- خستگی ناشی از ورزش زیاد باعث شد تا تصمیم بگیرد کمی استراحت کند.
- با وجود خستگی، او همچنان به ادامه مطالعهاش پرداخت تا شب را به پایان برساند.
