خوابیدن
licenseمعنی کلمه خوابیدن
معنی واژه خوابیدن
xābidan
خوابیدن
مترادف:
1- خسبيدن، خفتن، غنودن به خواب فرو رفتن، لالا كردن، لالائي كردن،
متضاد:
بيدار شدن
1- دراز كشيدن
2- تعطيل شدن، راكد شدن، متوقف گشتن(كار، فعاليت)
3- كاهش يافتن، فرونشستن
4- آرميدن
5- هم بسترشدن، هم خوابي كردن،
6- بستري شدن
7- انبارشدن، ذخيره ش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم)
مختصات:
(خا دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
673
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
ترکی
uyumak
فرانسوی
dormir
آلمانی
schlafen
اسپانیایی
dormir
ایتالیایی
dormire
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خوابیدن" در زبان فارسی به معنای عمل خواب رفتن یا استراحت کردن است. برای استفاده صحیح از این کلمه و قواعد نگارشی مربوط به آن، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
-
صرف فعل: "خوابیدن" یک فعل بیقائد است و اشکال مختلف آن شامل:
- گذشته: خوابید
- حال: میخوابد
- آینده: خواهد خوابید
-
استفاده در جملات: این کلمه میتواند به عنوان فعل اصلی یا مکمل در جمله استفاده شود. به عنوان مثال:
- من هر شب ساعت ۱۰ میخوابم.
- او پس از یک روز طولانی به خواب رفت.
-
استفاده از قیدها: میتوان قیدهایی مانند "عمیق"، "به آرامی" و "زود" را قبل از "خوابیدن" اضافه کرد:
- من به آرامی خوابیدم.
- او زود خوابید.
-
نکات نگارشی:
- برای بیان زمان خواب، معمولاً از حرفهای اضافه مانند "در" و "به" استفاده میشود. به مثالهای زیر توجه کنید:
- او در اتاق خوابید.
- من به خواب رفتم.
- برای بیان زمان خواب، معمولاً از حرفهای اضافه مانند "در" و "به" استفاده میشود. به مثالهای زیر توجه کنید:
- جملات شرطی: میتوان از "خوابیدن" در جملات شرطی هم استفاده کرد:
- اگر خوابم ببرد، از خانه بیرون نمیروم.
با توجه به این نکات میتوانید به شکل صحیح از کلمه "خوابیدن" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- من شبها بهطور معمول ساعت یازده خوابیدن میروم تا صبح زود بیدار شوم.
- بچهها بهخوبی خوابیدن و خوابهای شیرینی دیدند.
- در تعطیلات آخر هفته، دوست دارم تا دیرتر خوابیدن بمانم و استراحت کنم.
