جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: - 1 (مصدر) دارابودن مالک بودن . - 2 نگاه داشتن ضبط کردن . - 3 پنداشتن - 4 طول کشيدن : (چنانکه از نماز پيشين تا شب بداشت .) (بيهقي 440) - 5 وادار کردن واداشتن : (خواجه بلعمي را بر آن داشت تا ....) (مقدمه شاهنامه ابو منصوري . هزاره فردوسي 135) . - 6 مواظبت کردن تعهد کردن : مرا اگر بداري بکار آيمت . - 7 وجود شي ء خارجي در شي ء ديگر (موقتا) (ديوار موش دارد) - 8 مشغول بودن : داشت کاغذي مينوشت . يا بداشتن امتداد يافتن : آن جنگ از نماز پيشين تا شب بداشت . (بيهقي) يا به .... داشتن کسي را محسوب کردن : (از آن مرز کس را بمردم بداشت .) خود را داشتن . خود را نگاه داشتن خودداري کردن : (دختر بيفتاد باز خورشيد شاه عنان باز کشيد و بمردمي خود را بداشت . have, possess, own, bear, relieve, to have ملك، اضطر، حاز، تضمن، اشتمل، يملك sahip olmak avoir haben tener avere دارا بودن، گذاشتن، رسیدن به، دانستن، کردن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن، مال خود داشتن، اقرار کردن، حمل کردن، زاییدن، بردن، تاب اوردن، تحمل کردن، تخفیف دادن، خلاص کردن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن
کلمه "داشتن" یکی از افعال پرکاربرد در زبان فارسی است و استفادههای مختلفی در جملات دارد. در ادامه به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
صرف فعل: "داشتن" به عنوان فعل حال و گذشته به کار میرود. در زمان حال به صورت "دارم"، "داری"، "دارد" و به طور مشابه برای سایر شخصها صرف میشود. در زمان گذشته، به صورت "داشتم"، "داشتی"، "داشت" و غیره صرف میگردد.
ترکیب با اسم: این فعل معمولاً با اسمها ترکیب میشود تا بیانگر مالکیت یا وجود چیزی باشد؛ مانند "من کتاب دارم"، "او ماشین دارد".
نقش قیدی: "داشتن" میتواند در جملات قیدی نیز به کار رود؛ مثلاً "او با اعتماد به نفس بسیار دارد" (در اینجا "داشتن" به معنای وجود اعتماد به نفس است).
جملات شرطی: در جملات شرطی نیز میتوان از "داشتن" استفاده کرد؛ مثلاً "اگر وقت داشتیم، میرفتیم".
معنای فلسفی: "داشتن" گاهی در معانی عمیقتری مثل "داشتن شخصیت" یا "داشتن احساس" به کار میرود که به ابعاد وجودی افراد اشاره دارد.
استفادههای ویژه: در برخی از عبارات و اصطلاحات، "داشتن" به صورت خاصی به کار رفته و معنای خاصی میدهد، مثلاً "داشتن تجربه"، "داشتن حق".
نکات نگارشی:
توجه به هماهنگی فعل با فاعل (از نظر شخص و تعداد)
استفاده از "ن" در انتهای کلمات اگر لازم باشد (مانند "نداشتن")
استفاده صحیح از نقطهگذاری در جملات برای جلوگیری از ابهام.
با رعایت این نکات، میتوان به درستی از کلمه "داشتن" در جملات فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
داشتن اراده قوی میتواند به تحقق اهداف کمک کند.
او همیشه از داشتن دوستان واقعی و وفادار قدردانی میکند.
داشتن دانش کافی در هر زمینهای میتواند موفقیتهای زیادی را به ارمغان بیاورد.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: دارا بودن، گذاشتن، رسیدن به، دانستن، کردن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن، مال خود داشتن، اقرار کردن، حمل کردن، زاییدن، بردن، تاب اوردن، تحمل کردن، تخفیف دادن، خلاص کردن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن