زنجیدن
licenseمعنی کلمه زنجیدن
معنی واژه زنجیدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
124
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
ringing
ترکی
zil
فرانسوی
sonnerie
آلمانی
klingeln
اسپانیایی
el sonar
ایتالیایی
squillando
عربی
رنين | رنان , مدو , دوي , طنين , تطويق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «زنجیدن» در زبان فارسی به معنای «زنجیر زدن» یا «در هم تنیدن» است و از نظر نحوی و نگارشی به چند نکته توجه دارد:
-
نحوه استفاده: زنجیدن معمولاً به عنوان فعل به کار میرود و میتوان از آن در جملات مختلف به عنوان فعل حال، گذشته یا آینده استفاده کرد.
- مثال: "او زنجید" (گذشته)، "او زنجیدنی است" (حال استمراری).
-
صرف افعال: این فعل را میتوان صرف کرد و به اشکال مختلف در جملات به کار برد.
- مثال: "من زنجیدم"، "تو زنجیدی"، "او زنجید"، "ما زنجیدیم".
-
جملات وصفی: میتوان این کلمه را در جملات وصفی به کار برد.
- مثال: "اوج زنجیدهای در دستانش داشت".
-
نکات نگارشی:
- هنگام استفاده از این کلمه در متون نوشتاری، حتماً دقت کنید که با توجه به زمینه معنایی جمله، فعل به درستی صرف و تلفظ شود.
- در نگارش به اعرابگذاری، نقطهگذاری و الفاظ همخانواده آن توجه کنید.
- همخانوادهها: کلمات همخانواده شامل «زنجیر» و «زنجیر کردن» هستند که هر یک کاربردهای خاص خود را دارند.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه «زنجیدن» به درستی در جملات خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی گربه را به حمام بردم، شروع به زنجیدن کرد و سعی کرد خود را از آب فراری دهد.
- صدای زنجیدن زنگ در، همهی توجهها را به سمت دروازه جلب کرد.
- او با زنجیدن کمرش به مشغلههای روزمرهاش ادامه داد و هرگز از تلاش دست نکشید.
