آبکشی
licenseمعنی کلمه آبکشی
معنی واژه آبکشی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'AbkeSi
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
333
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
rinse
ترکی
durulmak
فرانسوی
rincer
آلمانی
spülen
اسپانیایی
enjuagar
ایتالیایی
risciacquo
عربی
شطف | الغسول , غسل , مضمض , غسل الشعر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آبکشی" در زبان فارسی به عنوان یک اسم و فعل به کار میرود و قواعد خاصی برای نگارش و استفاده آن وجود دارد. در ادامه نکاتی درباره این کلمه و قواعد نگارشی مربوط به آن ارائه میشود:
1. ساختار کلمه
- "آبکشی" از دو عنصر "آب" و "کشی" تشکیل شده است.
- "آب" به معنی مایع شفاف و "کشی" به معنای برداشتن یا استخراج کردن است.
2. نکتۀ نگارشی
- جایگذاری یا درستنویسی: در نوشتار رسمی، کلمه "آبکشی" باید بهصورت پیوسته نوشته شود و نباید بین اجزای آن فاصله گذاشته شود.
3. نوع کلمه
- "آبکشی" میتواند به عنوان یک اسم به کار رود (به معنای عملی که در آن آب از چیزی خارج میشود) یا به عنوان فعل در قالب مصدری (به معنای انجام دادن عمل آبکشی).
4. مثالها
- اسم: "آبکشی سبزیها پس از شستن آنها ضروری است."
- فعل: "باید سبزیها را آبکشی کنی."
5. قوانین مربوط به آواهای بیصدا
- در نوشتار و گفتار، به تلفظ صحیح و روانبودن کلمات دقت کنید. "آبکشی" بهراحتی باید قابل تلفظ باشد و نباید در حین گفتار دچار اختلال شود.
این قواعد و نکات به بیان صحیح و موثر کلمه "آبکشی" در زبان فارسی کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در زیر چند جمله با استفاده از کلمه "آبکشی" آورده شده است:
- بعد از پختن پاستا، آن را در آبکش قرار دادم تا آبکشیده شود.
- قبل از سرو سالاد، سبزیجات را به خوبی آبکشی کردم تا آب اضافی آنها گرفته شود.
- در فصل گرم تابستان، گاهی اوقات نیاز داریم میوهها را پس از شستشو خوب آبکشی کنیم تا تازهتر و خوشمزهتر شوند.
- برای تهیه خورش، ابتدا گوشت را تکهتکه کرده و سپس پس از شستن آن، آبکشیاش کردم تا چربی اضافیاش گرفته شود.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، بفرمایید!
