سرشاخ شدن
licenseمعنی کلمه سرشاخ شدن
معنی واژه سرشاخ شدن
getting angry
|
سرشاخ شدن
مترادف:
1- گلاويزشدن
2- زورآزمايي كردن، مبارزه كردن، جنگيدن (دو گاو)
3- درگير شدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
( ~. شُ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
1515
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
getting angry
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «سرشاخ شدن» یک اصطلاح عامیانه در زبان فارسی است که به معنای برخورد یا مواجهه مستقیم با کسی یا چیزی به کار میرود. این عبارت در متون رسمی و غیررسمی کاربرد دارد.
قواعد و نکات نگارشی مرتبط با "سرشاخ شدن":
-
جدا یا متصل نوشتن:
- کلمه «سرشاخ» به صورت جدا نوشته میشود: «سر شاخ شدن».
-
زمان فعل:
- فعل «شدن» میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
- حال: «سرشاخ میشوم»
- گذشته: «سرشاخ شدم»
- فعل «شدن» میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. به عنوان مثال:
-
استفاده از حروف اضافه:
- اغلب پس از این عبارت، حروف اضافهای نظیر «با» قرار میگیرد: «سرشاخ شدن با…»
-
سبک نوشتار:
- در متون غیررسمی و محاورهای، بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد، اما در متون رسمی نیز به شرطی که زمینه و مفهوم مناسبی داشته باشد، قابل استفاده است.
-
معادلهای فارسی:
- در صورتی که بخواهید از معادلهای رسمیتر استفاده کنید، میتوان به عبارتهایی نظیر «مواجه شدن» یا «برخورد کردن» اشاره کرد.
- استفاده در جملات:
- مثال: «در جلسه مدیریتی، او با رقیبش سرشاخ شد.»
نکته پایانی:
برای استفاده صحیح از این عبارت در متن، توجه به زمینه و نوع نوشتار (رسمی یا غیررسمی) اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در میان جلسهی مدیران، نظرات متفاوت باعث شد که دو نفر سرشاخ شوند و بحث داغی پیش بیاید.
- در میدان ورزش، دو تیم به خاطر قهرمانی سرشاخ شدند و رقابت شدیدی را رقم زدند.
- او به علت اختلاف نظر در مورد بودجه، با همکارش سرشاخ شد و بحثهای تندی بین آنها پیش آمد.
